ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - چند پرسش
بخصوص دوست و منتظر امام عصر، عليهالسلام، را در غمى عميق و غصه و اندوهى بس ژرف فرو ببرد؛ زيرا محب از ناراحتى و گرفتارى محبوب در رنج و اندوه مىافتد. ترديدى نيست كه امروز روى اين كره زمين، كسى مانند امام و مولايمان امام زمان، ارواحنافداه، غمناك و اندوهگين نيست. او كسى است كه بتمامى حوادث و وقايع آگاهى دارد. بيش از همه از ظلمها، ستمها، استثمارها، استكبارها، فسادها، و نيز از غفلتها و جهالتها رنج مىبرد و ناراحت است.
او كسى است كه مامور و ذخيره الهى براى برطرف كردن تمامى اين سياهيها، تباهيها، بىعدالتيها و نامردميهاست. او منتظر آن است كه مستضعفان و محرومان جهان، امت اسلام و بخصوص دوستان و شيعيانش تشنه و خواهان او شوند؛ او را بخواهند و ظهور و فرجش را از حضرت حق طلب نمايند تا زمينه روانى و روحى لازم براى حكومت آن عزيز فراهم آيد.
او كسى است كه حكومتبر جهان، حق او و تنها شايسته اوست و چون مىبيند اين حق در چنگ نااهلان و حاكمان ستمگر جهان افتاده، غم و غصه وجود مباركش را فرا مىگيرد. به اين حديث[١] خوب بنگريد؛ امام باقر، عليهالسلام، فرمود:
ما من عيد للمسلمين اضحى و لا فطر الا و هو يتجدد لآل محمد فيه حزن ... لانهم يرون حقهم فى يد غيرهم
هيچ عيد قربان و عيد فطرى فرا نمىرسد مگر اينكه غم و اندوه آل محمد تازه مىشود؛ زيرا حق خود را در دست نااهلان مىبينند.
در حقيقت مىتوان به نوعى تعبير كرد كه گويا آن حضرت «گرفتار دست ظالمان و ستمگران» است و دعا براى فرج آن حضرت از مهمترين واجبات و فرايض است. شايد معناى جمله و فرازى از دعاى عصر جمعه در حق آن حضرت، ناظر به همين معنا باشد. در اين فراز مىخوانيم:
و خلصه من ايدى الجبارين.
بار الها آن حضرت را از دستستمگران رهايى بخش.
البته به نظر عميقتر بايد گفت آن حضرت با تكيه بر قدرت لايزال الهى و با پشتوانه والاترين مرتبه بندگى و بوديتحضرت حق، هيچ ترس و باكى از هيچ قدرتى جز حضرت ربوبى ندارد، اما گرفتارى و ناراحتى دوستان و شيعيان آن حضرت بلكه گرفتارى و ناراحتى تمامى انسانهاى دربند و محروم و مستضعف است كه قلب مقدس و نازنينش را از شدت غم و غصه مىفشارد و در اندوه فرو مىبرد.
شيعيان و دوستان آن حضرت، فرزندان معنوى آن بزرگوارهستند، و ناراحتى آنان به حقيقت ناراحتى ايشان است.[٢] و اگر در حديث تعبير به «عنا» (فرج و گشايش «ما») شده، در واقع ناراحتيها و گرفتاريهاى شيعيان و دوستان خود را در نظر داشتهاند.
در هر حال، اعتقاد، معرفت، محبت و ارتباط درونى و معنوى دوستداران و منتظران آن عزيز ايجاب مىكند براى فرج و ظهورش به درگاه الهى بنالند و با دعا و استغاثه آن را از حضرت پروردگار طلب نمايند. هر چه اين معرفت و محبتبيشتر باشد، محب بيشتر خواهد سوخت.
و از رنج و ناراحتى محبوب، غمگينتر و گرفتهتر خواهد شد و در نتيجه براى فرج و ظهور او بيشتر دعا خواهد كرد ..[٣]
پىنوشتها:
[١]. السلمى السمرقندى، محمدبن مسعودبن عياش، تفسير العياشى، ج ٢، ص ١٥٤.
[٢]. سوره رعد (١٣)، آيه ١١.
[٣]. سيدبن طاووس، كتاب الاقبال، ص ٢٧٩.
[٤]. از امام معصوم حضرت ابوالحسن، عليهالسلام، نقل شده است كه در حديثى در وصف شيعيان فرمود:
ما من احد من شيعتنا يمرض الا مرضنا لمرضه، و لا اغتم الا اغتممنا لغمه، و لا يفرح الا فرحنا لفرحه ...
هيچ يك از شيعيان ما نيست كه مريض شود مگر اينكه ما نيز بخاطر او مريض مىشويم؛ و مغموم و اندوهگين نمىشود مگر اينكه ما نيز بخاطر او غمگين مىشويم؛ و خوشحال نمىگردد مگر اينكه ما نيز بخاطرش خوشحال شويم ...؛ (الشيخ الصدوق، صفات الشيعه، ص ٣)
[٥]. گر چه مقال رو به پايان آمد، اما بابى تازه از سخن دل باز شد؛ ليكن ضيق مجال اجازت ورود به آن را به ما نمىدهد. بدين روى تو دوستدار و محب امام زمان، خود بدين باب وارد شو و بهره خويش را از آن برگير.