ماهنامه موعود
(١)
شماره هجدهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
در آستانه تاريخى جديد
٢ ص
(٤)
آغاز مرحله سوم از حيات تاريخى
٢ ص
(٥)
آغاز و انجام با اميدوارى
٣ ص
(٦)
پايان تاريخ غرب و آغاز تاريخ جديد
٤ ص
(٧)
انقلاب اسلامى و تاريخ آينده
٥ ص
(٨)
در محضر دوست
٦ ص
(٩)
انقلاب به نام خدا
٨ ص
(١٠)
چشمه آيات حسن
١٠ ص
(١١)
زمزمه هاى ظهور
١٢ ص
(١٢)
1 انتظار، رمز پايدارى و پويايى شيعيان
١٢ ص
(١٣)
2 ظهور ناگهانى فرا مى رسد
١٤ ص
(١٤)
3 نهى از تعيين وقت براى ظهور
١٤ ص
(١٥)
4 ظهور را از نزديك ببينيم
١٥ ص
(١٦)
5 توجه به نشانه هاى ظهور
١٥ ص
(١٧)
6 دعا براى تعجيل فرج
١٥ ص
(١٨)
حديث عشق و انتظار
١٧ ص
(١٩)
در مطبوعات
١٨ ص
(٢٠)
مشاهدات افسر ترك از نزول عذاب الهى در هنگام وقوع زلزله تركيه
١٨ ص
(٢١)
تأثير شگرف اسلام در جامعه آمريكا
١٩ ص
(٢٢)
واكنش مفتى تراونيك در قبال درخواست توقف احداث يك مسجد
٢٠ ص
(٢٣)
احداث مسجد جديد در برلين
٢١ ص
(٢٤)
اراده يك دختر مسلمان، سياست شركت اتوبوسرانى تورنتو را تغيير داد
٢١ ص
(٢٥)
سينما؛ انتظار، مهدويت
٢٢ ص
(٢٦)
جمال شورجه (نويسنده و كارگردان)
٢٢ ص
(٢٧)
جواد شمقدرى (نويسنده و كارگردان)
٢٣ ص
(٢٨)
دكتر محمد مددپور (محقق و نويسنده)
٢٣ ص
(٢٩)
كيومرث پوراحمد (نويسنده و كارگردان)
٢٣ ص
(٣٠)
سيدعليرضا سجادپور (نويسنده و تهيه كننده)
٢٤ ص
(٣١)
محمدحسين جعفريان (نويسنده، عكاس و فيلمبردار)
٢٥ ص
(٣٢)
ناصر شفق (تهيه كننده و مدير انجمن سينماى دفاع مقدس)
٢٥ ص
(٣٣)
حسين پاكدل (مسؤول تئاتر شهر و دبير جشنواره فيلم كودك و نوجوان)
٢٥ ص
(٣٤)
محمد كاسبى (بازيگر)
٢٦ ص
(٣٥)
بهزاد بهزادپور- (كارگردان و بازيگر)
٢٦ ص
(٣٦)
عبدالله اسكندرى
٢٦ ص
(٣٧)
دكتر محمود عزيزى (نويسنده و بازيگر)
٢٦ ص
(٣٨)
اميرحسين مدرس (مجرى تلويزيون، بازيگر و نويسنده)
٢٦ ص
(٣٩)
يك سال و دو «غدير»
٢٧ ص
(٤٠)
عصر امام خمينى قدس سره
٢٨ ص
(٤١)
شعر و ادب
٣٢ ص
(٤٢)
رجعت
٣٢ ص
(٤٣)
كتاب بهار
٣٢ ص
(٤٤)
صبح فرج
٣٢ ص
(٤٥)
آفتاب
٣٢ ص
(٤٦)
آرزوى ديدار امام زمان
٣٣ ص
(٤٧)
در انتظار رؤيت خورشيد
٣٣ ص
(٤٨)
گل نرگس
٣٤ ص
(٤٩)
ماه دل آرا
٣٥ ص
(٥٠)
هزاره گرايى در فلسفه تاريخ مسيحيت
٣٦ ص
(٥١)
هزاره گرايى در جهان اسلام
٣٦ ص
(٥٢)
ششصد و شصت و شش
٣٧ ص
(٥٣)
در جستجوى دجال
٣٩ ص
(٥٤)
شور و هيجان سال 1000 و 2000 م
٤٠ ص
(٥٥)
نتيجه
٤١ ص
(٥٦)
چرا تلاش !؟
٤٢ ص
(٥٧)
با دعاى ندبه در پگاه جمعه
٤٤ ص
(٥٨)
«كيسانيه، محمد حنفيه و كوه رضوى»
٤٤ ص
(٥٩)
حكومت علوى، الگوى حكومت مهدوى (بخش پايانى)
٥٠ ص
(٦٠)
1 ويژگيهاى يك مدير شايسته
٥٠ ص
(٦١)
الف) كارايى
٥٠ ص
(٦٢)
ب) اطاعت از رهبر و حكومت مركزى
٥٠ ص
(٦٣)
ج) دلسوزى براى بيت المال
٥١ ص
(٦٤)
د) اعتقاد به حقوق متقابل مردم و حكومت
٥١ ص
(٦٥)
ه) فدا نكردن دين پاى مصلحت
٥٢ ص
(٦٦)
و) دورى از تجمل گرايى و چاپلوسى
٥٢ ص
(٦٧)
ز) افراد ضعيف يا خائن از او احساس امنيت نكنند
٥٢ ص
(٦٨)
2 نظارت خاص بر كارگزاران
٥٣ ص
(٦٩)
3 نظارت عمومى
٥٣ ص
(٧٠)
4 انجام كارها از راههاى قانونى
٥٤ ص
(٧١)
5 نشان دادن لغزشگاهها به كارگزاران
٥٤ ص
(٧٢)
6 تشويق
٥٤ ص
(٧٣)
7 تنبيه
٥٥ ص
(٧٤)
تكليف عاشقان
٥٧ ص
(٧٥)
طاووس باغ
٥٨ ص
(٧٦)
يك سبو عطش
٦٢ ص
(٧٧)
روايت سوم
٦٢ ص
(٧٨)
برخى از نكات اين روايت
٦٢ ص
(٧٩)
نتيجه روايت
٦٣ ص
(٨٠)
چند پرسش
٦٤ ص
(٨١)
ميراث مكتوب
٦٧ ص
(٨٢)
ميعادگاه منتظران
٦٨ ص
(٨٣)
مظهر جمال و جلال خدا
٦٨ ص
(٨٤)
پرسش و پاسخ
٧٠ ص
(٨٥)
1- مساله علم امام
٧١ ص
(٨٦)
2- اخبار عرض اعمال
٧١ ص
(٨٧)
يك كتاب در يك مقاله
٧٢ ص
(٨٨)
نگرشى به زيارت آل ياسين
٧٤ ص
(٨٩)
تجلى انتظار
٧٦ ص
(٩٠)
موعود و جشن ميلاد
٧٨ ص
(٩١)
1- سومين مسابقه بزرگ در انتظار موعود
٧٨ ص
(٩٢)
2- نخستين جشنواره فرهنگى، هنرى انتظار
٧٨ ص
(٩٣)
اهداف جشنواره
٧٩ ص
(٩٤)
3- برگزارى «مسابقه بزرگ در انتظار فرج»
٨٠ ص
(٩٥)
گمشده
٨١ ص
(٩٦)
حديث نياز
٨٢ ص
(٩٧)
توضيح بر يك ترجمه
٨٤ ص
(٩٨)
فهرست مطالب يك ساله موعود (شماره هاى 10 تا 17)
٨٦ ص
(٩٩)
ويژه نامه عيد غدير خم
٩٧ ص
(١٠٠)
پيام آخرين غدير
٩٨ ص
(١٠١)
شكوفه امامت بر شاخسار نبوت
٩٩ ص
(١٠٢)
غدير، جارى در همه اعصار
١٠١ ص
(١٠٣)
پيشكش به آستان مقدس مولاى متّقيان، حضرت على (ع)
١٠٤ ص
(١٠٤)
آشناى ديرين صبر
١٠٤ ص
(١٠٥)
ميلاد
١٠٤ ص
(١٠٦)
غدير
١٠٤ ص
(١٠٧)
شهادت
١٠٤ ص
(١٠٨)
مولا
١٠٤ ص
(١٠٩)
گل پنبه
١٠٤ ص
(١١٠)
سفر سبزينه
١٠٥ ص
(١١١)
ولايت و عبادت
١٠٧ ص
(١١٢)
آيه ولايت
١٠٨ ص
(١١٣)
سخن عبدالرزاق لاهيجى
١٠٨ ص
(١١٤)
سخن سيد عبدالله شبر
١٠٩ ص
(١١٥)
نكته سنجى صاحب مثنوى
١١٠ ص
(١١٦)
بازنگرى در تفسير «ولى»
١١٠ ص
(١١٧)
يك خطا در يك ترجمه
١١١ ص
(١١٨)
على پس از پيامبر
١١٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - آغاز و انجام با اميدوارى

اگر قرن نوزدهم ميلادى را قرن ظهور و نضج فرهنگ معاصر غرب بشناسيم، قرن بيستم قرن «ظهور تمام نماى تكنولوژى» آنست.

تاريخ جديد كه آغاز شد؛ تفكرى رخ نمود كه از همه حيث تفكر انسان غربى را معطوف به زمين كرد. و شايد از همين روست كه وجه تمايز اساسى دو دوره تاريخى جديد و قديم را در همين «رجوع حيث تفكر انسان» بايد دانست. در تاريخى، همه نگاه‌ها معطوف به آسمان بود و در تاريخى ديگر همه نگاه‌ها معطوف به زمين.

به اقتضاى اين تاريخ، تفكر جديد در خلوت فلاسفه و انديشمندان غربى جان گرفت و از آن پس در بيانى اجمالى نقل مجالس و محافلى شد كه سعى در بيان تفسيرى جديد اما انسانى از عالم و آدم داشت. اين طفل نوزاد در دامان ادبيات و به كمك شاعران و داستان‌پردازان و نويسندگان پرورش يافت تا در هيات فرهنگ و ادبى فراگير جماعت آدميان را به ادب جديد مؤدب سازد. و بزودى «تفسير جديد از عالم و آدم» تفسيرى عمومى شد. ادبى جارى و فرهنگى كه در همه وجوه خود اين دريافت جديد و صرفا انسانى از هستى را به نمايش مى‌گذاشت. «تفكر جديد، فرهنگ جديد و انسان متجدد» دست در گردن هم همه بناى پيشين را فرو ريختند تا پايه‌هاى بناى نوين فرهنگ و تمدن مغرب‌زمين را بركشند.

قرن نوزدهم تماميت فرهنگ جديد را عرضه داشت؛ در حالى كه بستر مورد نياز «تمدن» جديد را نيز فراهم مى‌ساخت. اما قرن بيستم بتمامى شاهد رشد و گسترش تمدن غربى شد. گويى گذر ايام و قرون دريافتهاى كلى را از اجمال به تفصيل كشيد تا خود را در هيات اخلاق و فرهنگ و بالاخره تمدن آشكار سازد. در اين زمان به همان سان كه اين فرهنگ را در آثار اهل ادب مى‌شد خواند؛ در گستره زمين و در قالب مجسم نيز مى‌شد ديد. از همين روست كه اين قرن را بمثابه «ظهور مرحله سوم و آخرين مرحله از حيات تاريخى انسان معاصر» مى‌شناسيم.

آغاز و انجام با اميدوارى‌

روزى يكى از روشنفكران غربى گفته بود: «تفسير جهان بس است؛ بياييد جهان را تغيير دهيم» يا سخنى با همين مضمون؛ قرن نوزدهم اميدوارى عجيبى ايجاد كرد، اميد به آنكه با بسط فرهنگ و علم جديد بشر روى سعادت معهود و موعود را خواهد ديد. از همه غمها رها خواهد شد و الهه خوشبختى را در آغوش خواهد گرفت.

همه سالهاى اوليه قرن بيستم يا در واقع چند دهه اول اين قرن با اميد سپرى شد. هر روز در هواى روزى كه علم و تكنولوژى دردها را درمان، ويرانيها را آباد و بى‌عدالتيها را مقهور نمايد و بشر را از همه نگون‌بختيها رهايى بخشد. چنانكه اين تمنا دستمايه آثار بسيارى از شاعران، هنرمندان، نقاشان و ... بود. جنبشهاى بسيارى در سرتاسر عالم به مدد اين دريافت و تمنا رخ داد. مردان و زنانى كه در هواى محو ظلم و ظالم و رسيدن به حقوق خويش سر در پى ايدئولوژيها، مرامها و سياست‌بازيهاى غربى گذاشتند و جان و مال را در آستانش قربانى كردند. هر چه از قرن بيستم گذشت‌سايه ياس، انفعال و احساس تنهايى، بيش از پيش گسترده شد تا آنجا كه در ميانه اين قرن سرمايه‌داريهاى عنان‌گسيخته، فاصله‌هاى طبقاتى وحشتناك، بحرانهاى اخلاقى، درهم ريختگى عناصر طبيعى و ظهور بيماريهاى نادرى كه تا پيش از آن سابقه نداشت؛ پيش از همه ساكنان كره ارض، غربيان را با ترديد روبرو ساخت. گوئيا تجربه تمام و كمال اين تاريخ در وجوه فكرى، فرهنگى و مدنى موجب شده بود تا دريابند: «در غرب خبرى نيست».

فرزانه مردانى چون گوته آلمانى، كه‌يركى‌گورد، آلدوس هايكسلى و ديگران سعى كردند همه دريافت‌خود را از وضع انسان و جهان قرن بيستم در قالب نمايشنامه، رمان و آثار فلسفى به تصوير كشند و در كنار آنها جماعتى با رويگردانى از غرب روى به نوعى زندگى يله و رها آوردند. هيپى‌ها در كنار مشتاقان سنتهاى هندى، چينى، ژاپنى و امثال آنها انعكاس نوعى سرخوردگى بودند.