ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - حسين پاكدل (مسؤول تئاتر شهر و دبير جشنواره فيلم كودك و نوجوان)
كه ماهيتا و ذاتا نمىتواند جز پيام ولايت و حفظ ارزشها و پايمردى به اصول را در بر داشته باشد- در چنبره فقدان امكانات و محدوديتهاى قانونى و ادارى، حذف يارانهها و كمكهاى دولتى، و بايكوت كامل تشويقى و تبليغى، به يادگارى موزهاى تبديل شود يا لااقل آقايان مىخواهند كه اينطور بشود.
اما و صد اما، گرچه قدرت و پول و بودجه و حق امضاء و حق اكران و جواز ساخت و نمايش همه و همه در دست آنان است، اراده و ايمان سينماگران متعهد نسل انقلاب دريد قدرت آنان نيست، همين اراده و ايمان علىرغم تمام ناهمواريها و كمبودها و بايكوتها به لطف و يارى خدا راه خود را باز خواهد كرد و حماسه خواهد آفريد و سرانجام سينماى ايران را در خدمت طرح ارزشها قرار خواهد داد، كه در راس همه اين ارزشها، نعمت ولايت و نعمت انتظار است و عطر جانبخش امام عصر، عليهالسلام ...
محمدحسين جعفريان (نويسنده، عكاس و فيلمبردار):
پاسخ گفتن به چنين سؤالى كار چندان دشوارى نيست. امروز در عرصه هنر، و ادبيات ما عطر بسيارى از ارزشها به مشام نمىرسد و در عوض انبوه انديشههاى وارداتى يا انواع ماليخولياى هنرى و ادبى جاى پرداختن به اين ارزشها و هنجارهاى مقدس را گرفته است. خوب است در پاسخ به پرسش شما، خاطرهاى نقل كنم:
يكى، دو سال پيش از اين، يكى از دوستان خارجى من كه به اسلام تشرف يافته و شيعه شده بود، آهنگ وطن كرده و پس از چند سالى اقامت در شهر مقدس قم، به كشور خودش بازگشت.
او اسپانيايى بود و اديان متعددى را آزموده تا عاقبت كشتى روحش در ساحل تشيع پهلو گرفته بود. وقتى براى خداحافظى آمده بود، با تلخى مىگفت: شش سال است كه در قم زندگى مىكنم. من از اسپانيا فرار كردم چون در كشور من و اصولا در غرب همه براى پول كار مىكنند، براى شهرت، زن، قدرت، براى ... من فرار كردم، به ايران آمدم، به قم، حالا، بعد از پنج، شش سال مىبينم، اينجا هم همين است. اينجا هم همه براى پول كار مىكنند، براى شهرت براى زن، براى قدرت ...، پس فرق در كجاست؟
پس من براى چه از آن طرف دنيا آمدهام اينجا پهلوى شما؟ چرا به اين سرزمين پناه آوردهام؟
جملات او سرشار از حقيقتى تلخ بود، حقيقتى كه جان مرا مىآزرد و در عين حال قابل انكار نبود. گفتار اين مسلمان اسپانيايى و نتيجهاى كه او را از شهر مقدس قم به دامان غربباز گرداند، پاسخ پرسشى است كه شما به دنبال آن هستيد.
خدا كند روزى كه آقا مىآيد، ميان اين همه آدم كه تا اعماقشان پوسيده و نابود شده است، سيصدو سيزده آدم پيدا بشود.
ناصر شفق (تهيه كننده و مدير انجمن سينماى دفاع مقدس):
سينما ظرف است و هر چه در آن ظرف ريخته شود رنگ و بو و مزه آن را خواهد داشت ... اينكه سينما چرا هم اكنون انديشه امام زمانى ندارد برمىگردد به اينكه:
١- صاحب نظران، در سينما جايى ندارند.
٢- سينما پديدهاى است تازه و شگرف كه صاحبدلان كمتر با آن آشنايى دارند.
٣- سينما ريشه معنوى نداشته است و بيشتر به قصد پيشرفت مادى مراحل تكوين خود را طى كرده است ...
انقلاب اسلامى مىتواند پيوند دهنده اين منظر غريب با ذكر آن يار غريب باشد.
حسين پاكدل (مسؤول تئاتر شهر و دبير جشنواره فيلم كودك و نوجوان):
در پاسخ به سؤال شما بايد بگويم كه اين امر به فقدان معنويت در جامعه مربوط مىشود. البته به طور قطع و يقين نمىتوان گفت فضاى تئاتر و سينما و هنر كشور با اين مقوله بيگانه است؛ زيرا هر موضوعى كه در مسير معنويت- حتى به طور غيرمستقيم- قرارگيرد در مسير پاسخ به سؤال شماست.
امروز بوضوح مشاهده مىكنيم كه فضاى تئاتر و سينماى ايران به سمت معنويت پيش مىرود اما نبايد انتظار داشت كه مقولهاى به عظمت