ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ششصد و شصت و شش
مىگويد:
گويند كه هر هزار سال از عالم آيد به وجود اهل وفايى محرم آمد زين پيش و ما نزاده ز عدم آيد پس از اين و ما فرو رفته به غم[١]
٤- از اواخر قرن نهم هجرى اين باور ميان گروهى از مسلمانان پيدا شده بود كه بدن حضرت رسول اكرم، صلىالله عليهوآله، تنها ١٠٠٠ سال در قبر مىماند و نشانههاى قيامت و قيام حضرت مهدى، عليهالسلام، و ظهور دجال در قرن دهم خواهد بود. جلال الدين سيوطى، دانشمند بزرگ مصر (متوفاى ٩٣٠ ق.) كه شاهد گسترش اين گرايش بوده، نادرستى آن را در رسالهاى به نام «الكشف عن مجاوزة هذه الامة الالف» اثبات كرده است[٢].
٥- دروزيان لبنان معتقدند كه الحاكم بامرالله، بنيانگذار آن فرقه كه از پادشاهان فاطمى مصر بوده، در سال ٤١١ ق. (١٠٢١ م.) بدون اينكه تكمههاى لباسش باز شود، از ميان آنها بيرون آمده و به آسمان رفته است. آنان مىگويند وى ١٠٠٠ سال پس از صعود خود، يعنى حدود بيستسال ديگر، به زمين باز خواهد گشت.
٦- هنگامى كه سال ١٠٠٠ ق. نزديك مىشد، مدعيان بىشمارى در كشورهاى اسلامى پيدا شدند. اكبر شاه از پادشاهان مسلمان هندوستان مدعى شد كه عمر اسلام از بعثتحضرت رسول اكرم، صلىالله عليهوآله، تا هزار سال است. وى مىگفت: از آنجا كه بعثتسيزده سال پيش از هجرت بوده، سيزده سال قبل از سال ١٠٠٠ پايان اسلام است و نوبتبه آيين تازهاى مىرسد كه وى آن را اعلام مىكند. اكبر شاه به كمك يكى از دانشمندان عصر خود، با درهم آميختن چند دين، چيزى به نام «دين الهى» يا «آيين اكبرى» را پديد آورد و آن را بر مردم تحميل كرد. اين مكتب صلح كل[٣] را تبليغ مىكرد و پس از درگذشت اكبر شاه، از رونق افتاد.
٧- در سال ١٢٦٠ ق. هنگامى كه ١٠٠٠ سال از وفات حضرت امام حسن عسكرى، عليهالسلام، گذشته بود، فردى به نام «سيد على محمد شيرازى» برخاست و مدعى شد كه باب حضرت امام زمان، عليهالسلام، است. او پس از چندى خود را مهدى منتظر خواند و سرانجام ادعاى نبوت كرد. وى مىگفت از سال ٢٦٠ ق. كه سال درگذشت امام يازدهم است، دوران فترت ١٠٠٠ سالهاى آغاز شده و اكنون آن دوران پايان يافته و عصر جديدى فرا رسيده است. همچنين او وجود امام دوازدهم را انكار كرد و گفتخود وى امام دوازدهم است. عبارات عجيب و غريبى را نيز ساخت و آنها را به عنوان وحى به مردم نشان داد. اين فرد بابيگرى پديد آورد و فتنههايى كرد كه در تاريخ ثبتشده است. علماى اسلام وى را دوبار محاكمه كردند. او در نخستين محاكمه، به علت احتمال جنون و نوشتن توبهنامه، تبرئه شد. وى توبه خود را شكست و باز هم آن نغمهها را ساز كرد و به همين دليل در محاكمه مجدد به اعدام محكوم گرديد و در شهر تبريز به دار آويخته شد. بابيگرى بعدا به بهاييگرى تحول يافت.
٨- در سال ١٣٣٦ ش. كتابى به نام پيشگوييهاى علمى قرآن و اعلام شروع هزاره آخر دنيا نوشته شخصى به نام دكتر سيد صادق تقوى در تهران منتشر شد. در اين كتاب ٢٠٠ صفحهاى مىخوانيم كه واپسين هزاره جهان در سال ١٣٣١ ق. برابر با ١٢٩١ ش. و ١٩١٢ م. آغاز شده است.
ششصد و شصت و شش
دومين عدد كتاب مكاشفه يوحنا، عدد ٦٦٦، معروف به «عدد وحش» است كه فكر بشر را به مدت تقريبا دو هزار سال مشغول كرده است:[٤]
... و ديدم وحشى از دريا بالا مىآيد كه ده شاخ و هفتسر دارد و بر شاخهايش ده افسر و بر سرهايش نامهاى كفر است. و آن وحش را كه ديدم مانند پلنگ بود و پايهايش مثل پاى خرس و دهانش مثل دهان شير و اژدها قوت خويش و تختخود و قوت عظيمى به وى داد. و يكى از سرهايش را ديدم كه تا به موت كشته شد و از آن زخم مهلك شفا يافت و تمامى جهان در پى اين وحش در حيرت افتادند. و آن اژدها را كه قدرت به وحش داده بود، پرستش كردند و وحش را سجده كرده، گفتند كه كيست مثل وحش و كيست كه با وى مىتواند جنگ كند. و به وى دهانى داده شد كه به كبر و كفر تكلم مىكند و قدرتى به او اعطا شد كه مدت چهل و دو ماه عمل كند. پس دهان خود را به كفر بر خدا گشود تا بر اسم