ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - مسلمانان فراموش شده
هويّتيابى و نقش سياسى شيعيان در آينده خليج فارس
مسلمانان فراموش شده
يكى از ويژگىهاى عمومى كشورهاى حوزه «خليج فارس» را بايد در سنّتگرايى و تركيب آن با مؤلّفههايى از دينگرايى دانست. شهروندان حوزه جنوبى خليج فارس، همانند بسيارى ديگر از گروههاى اجتماعى، ملجاء و پناهگاه خود را در دين جستوجو مىكنند. بر اساس قالبها و قواعد دينى، هويّت مىيابند. تجارب، عقايد و رويكردهاى نظرى خود را بر مبناى شاخصهاى دينى سازماندهى مىكنند. بدون در نظر گرفتن هويّت دينى هيچ جامعهاى قادر به ايفاى نقش نيست.
روند دينگرايى نه تنها در بسيارى از كشورهاى جهان گسترش يافته است؛ بلكه بايد آن را به عنوان جلوهاى از هويّت بازسازى شده گروههاى پراكنده دانست. گروههايى كه طى دهههاى گذشته در معرض هويّتگرايى قرار گرفتهاند، از ادبيات دينى به عنوان برنامه سياسى خود استفاده كرده و در نتيجه، بين استراتژى و رفتار سياسى با جلوههايى از قواعد دينى پيوند ايجاد مىشود.
در بين جوامعى كه هويّتسازى خود را بر اساس قالبهايى از دينگرايى قرار دادهاند، كشورهاى خاورميانه از اهمّيت ويژهاى برخوردارند. آنان توانستهاند به گونهاى تدريجى موقعيّت سياسى، تمدّنى و هويّتى خود را بازسازى كنند؛ اگرچه بارى موزان در مقاله خود با عنوان «الگوهاى جديد امنيّت جهانى در قرن بيست و يكم»، بيان داشته است كه جهان اسلام و تمدّن سنّتى كشورهاى خاورميانه تنها مجموعهاى محسوب مىشود كه از زمان افول امپراتورى عثمانى موفّق به باز تأسيس خود نشده است؛ امّا واقعيّتهاى موجود بيانگر آن است كه موج جديد اسلامگرايى عامل اصلى تحوّل در قواعد سياسى خاورميانه محسوب مىشود.
به همان گونهاى كه هويّت اسلامى عامل اصلى دگرگونى در كنش سياسى كشورهاى خاورميانه مىباشد، شيعيان نيز از دهه ١٩٨٠ م. جايگاه سياسى و هويّتى خود را در تمامى واحدهاى حوزه خليج فارس ترميم كردهاند. آنان به گونهاى تدريجى تبديل به بازيگر سياسى مؤثّرى در كشورهاى منطقه گرديدند. شواهد نشان مىدهد كه جايگاه شيعيان، در تمامى منطقه سياسى خاورميانه ارتقاء يافته و مىتوان تأكيد كرد كه چنين فرآيندى در حوزه خليج فارس از اهمّيت ويژهاى برخوردار شده است.
سؤال اصلى اين مقاله آن است كه هويّتيابى شيعيان و بازتأسيس نهادهاى هويّتى و سياسى آنان، چه تأثيرى بر فضاى سياسى كشورهاى حوزه خليج فارس به جا گذاشته است؟ آيا شيعيان قادر هستند تا موقعيّت خود را ارتقاء داده و تبديل به نيروى مؤثّرى در شكل بندىهاى سياسى خليج فارس كردند؟ اگر چنين فرآيندى شكل گيرد، چه تأثيرى بر تحوّلات منطقهاى بر جاى مىگذارد؟ و چه نوع از ساختهاى سياسى جديد در منطقه سازماندهى مىشود؟
در پاسخ به سؤالات ياد شده، بايد تأكيد داشت كه شيعيان طى سالهاى گذشته داراى معضل مشروعيّت بودهاند. گروههاى ناسيوناليسم عرب كه عموماً جلوههايى از راديكاليسم سياسى سنّى را بر منطقه حاكم كرده بودند، شيعيان را به عنوان يكى از عناصر