ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ٤ وجوب پيروى از اهل بيت (ع)
باب الحطّه، حديث نجوم و مانند آنها نيز به دست مىآيد؛ چنان كه در خصوص برترى هر يك از آنان نيز دلايلى وجود دارد كه در مدخلهاى مخصوص هر يك خواهد آمد
٣. مرجعيّت علمى اهل بيت (ع)
حديث ثقلين بيانگر مرجعيّت علمى اهل بيت است؛ زيرا پيامبر (ص) از مسلمانان خواسته است كه به قرآن و عترت او تمسّك جويند تا گمراه نشوند. نخستين و اساسىترين منبع و مرجع علمى مسلمانان، قرآن كريم است و پس از آن سنّت پيامبر (ص) قرار دارد و نقش اهل بيت در اين باره اين است كه ترجمان قرآن و حافظان و ناقلان سنّت پيامبرند. پيامبر گرامى (ص) مأموريت داشت تا حقايق و معارف قرآن را براى مردم بيان كنند؛ امّا او به مقتضاى حكمت و مصلحت، اين كار را به صورت تدريجى انجام داد. بدون شك او بخش عظيمى از حقايق و معارف قرآن را براى مردم بيان كرد؛ ولى بخش ديگرى را كه شرايط بيان آنها فراهم نبود يا به مصلحت بود كه در زمانهاى بعد بيان شود، به عترت معصوم خود سپرد تا آنان آن را بيان كنند[١] حاصل آنكه: حفظ كامل آنچه توسط پيامبر (ص) بيان شده بود و تبيين آنچه بيان نشده بود، به اهل بيت پيامبر (ص) سپرده شد.
راه شناخت درست قرآن و سنّت پيامبر (ص) تمسّك به اهل بيت پيامبر (ص) است و بدين صورت آنان مرجع علمى مسلمانان در شناخت معارف و احكام دين مىباشند. ملّاعلى قارى گفته است:
اهل بيت غالباً به صاحب بيت و احوال او از ديگران آگاهترند، بنابراين مراد از اهل بيت دانشمندان آنان و آگاهان به سيره پيامبر (ص) و واقفان بر راه و روش او و دانايان به حكم و حكمت او مىباشند، به اين جهت است كه شايستگى آن را دارند كه دوشادوش كتاب خداى سبحان قرار گيرند.[٢]
ابن حجر نيز گفته است:
پيامبر (ص) بدان جهت قرآن و عترت را ثقل ناميده است كه ثقل به چيزى كه گرانبها و داراى اهمّيت است، گفته مىشود و قرآن و عترت اين گونهاند؛ زيرا هر دو معدن علوم لدنّى و اسرار و حكمتهاى عالى و احكام شرعىاند، بدين جهت بر تمسّك به آن دو و فراگيرى معرفت از آن دو تحريض و تأكيد شده است. اين تشويق و تأكيد در مورد عترت مخصوص كسانى است كه كتاب خدا و سنّت رسول خدا (ص) را مىشناسند و آنها هستند كه تا قيامت از قرآن جدا نخواهند شد.[٣]
قرآن كريم اهل بيت پيامبر (ص) را به عنوان كسانى كه خداوند آنان را از هر گونه پليدى پاك كرده، معرفى نموده است[٤] و از سوى ديگر يادآور شده كه حقايق متعالى و معارف مكنون قرآن را جز انسانهاى مطهّر از پليدىها درك نمىكنند: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ؛[٥] كه اين پيام قطعاً قرآن كريم است، در كتابى نهفته كه جز پاك شدگان بر آن دست نزنند.» همان گونه كه طهارت شرعى، شرط تماس بدن انسان با ظاهر قرآن است، طهارت روح و جان از رذايل نيز شرط فهم معارف و حقايق قرآن است و هر چه معارف و حقايق لطيفتر و عميقتر باشد، فهم آن به طهارت روحى بالاتر و عميقترى نياز دارد و عالىترين آن ملازم با عصمت است.[٦] بنابراين، معارف و حقايق قرآن را به طور كامل و عميق جز پيامبر (ص) و اهل بيت معصوم او كسى نمىداند و براى درك اين حقايق بايد به آنان رجوع كرد. امام صادق (ع) فرموده است: «حقايق مربوط به گذشته و آينده و احكامى كه حقّ و باطل را در مورد زندگى بشر از هم جدا مىسازد، در قرآن وجود دارد و ما آن را مىدانيم.»[٧]
همچنين فرموده است: «ما راسخان در علم هستيم و تأويل قرآن را مىدانيم.»[٨] احاديثى كه از امامان اهل بيت (ع) در اين باره روايت شده، فراوان است.
٤. وجوب پيروى از اهل بيت (ع)
از حديث ثقلين، وجوب پيروى از اهل بيت (ع) نيز به روشنى به دست مىآيد؛ زيرا در اين حديث، نجات امّت از گمراهى منوط به تمسّك به كتاب خدا و اهل بيت پيامبر (ص) گرديده است، تمسّك