ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - ٢ امام و لطفشان به ما
هم امام، هم رفيق
وقتى بدانيم كه امام، پيش از اينكه حتّى لب تر كنيم، براى تمام مشكلات زندگى ما دعا مىكند و بدون آنكه بدانيم با غم و اندوه ما اندوهگين مىشود و يا شاديمان، خوشحال، مىفهميم كه امام (ع) رابطهاى نزديك و صميمى با ما دارد.
رابطه اى مثل رابطه فرزند با پدرش يا دوست با رفيق شفيقش. حالا اگر بدانيم پيش از ما، امام دست دوستى به طرفمان دراز كرده است، چگونه مىتوانيم بى تفاوت به اين دست پر بركت و مهربان به زندگى عادت وار خودمان ادامه دهيم؛ در حالى كه مىدانيم اگر دست امام را بگيريم، دوستى داريم كه تا ابد، بهترين پشتوانه و بهترين همراه ماست و هرگز جز براى خدا از ما خشم نمى گيرد و مهربانتر از هر دوستى است.
امام رضا (ع) چه زيبا در توصيف امام (ع) فرمودهاند:
«هم همدمى است مهربان، پدرى رئوف، برادرى است كه نيمه انسان است، مادرى نيكوكار و دلسوز به كودك و پناه بندگان در گرفتارىهاى سخت، امام، آب گواراى زمان تشنگى است و راهنمايى است به سوى هدايت و نجات بخش است از هلاكت و گمراهى ...»[١]
رفاقت امام را مىتوان از جلوه مهر و محبّت او ديد. در مقاله زير، تنها بخش كوچكى از اين جلوه هاى مهر و دوستى را مىآوريم.
١. امام، به داد شيعيان مىرسد
امام عصر، ارواحنا له الفداء در نامهاى كه به شيخ مفيد نوشتند، فرمودند: «ما نظر خود را از شما برنمىگيريم [كه به حال خود وا بمانيد] و فراموشتان نمىكنيم، اگر چنين نبود گرفتارىها شما را از پا مىانداخت و دشمنان، شما را از بين مىبردند.»[٢]
غير از اين در تشرّفات زيادى، دادرسى امام از شيعيان چشمنواز است. براى مثال به اختصار به يك نمونه اشاره مىكنيم. آنجا كه يكى از شيعيان، از نحوه شيعه شدنش تعريف مىكند. او مىگويد: پدرش از اهل سنّت و مادرش از شيعيان بوده است. در سفرى، از كاروانش جا مىماند و مركبش او را به سمتى مىبرد كه از آبادىها دور مىشود و به جايى مىرسد كه درندگان زيادى داشته است.
در همين حال، در دلش مىگذرد كه اگر آن كسى كه مادرش او را اباصالح (ع) مىخواند و دادرس شيعيان است، او را نجات بدهد، شيعه مىشود. بعد ايشان را صدا مىزند و كسى را مىبيند كه عمّامه سبزى بر سر دارد. مرد به او يادآورى مىكند كه بايد به مذهب مادرش در بيايد و بعد او را به يك آبادى مىرساند و مىفرمايد: «به زودى به يك آبادى مىرسى كه آنجا، همه شيعه هستند.» او عرض مىكند: آقاى من شما با من به آبادى تشريف نمىآوريد؟ مىفرمايند: «نه، چون هزار نفر در اطراف بلاد به من پناهنده شدهاند، مىخواهم آنها را خلاص كنم.»[٣]
٢. امام و لطفشان به ما
در توقيعى از امام مهدى (عج) نقل شده است كه فرمودند: «به من رسيده است كه گروهى از شما در دين به ترديد افتاده و در دل