ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - دنيوى گرى قربة الى الله
غير متقن بر قرآن مىشناسند؛
٤. منتقدان معتقدند كه اين دست از مفسّران، آيات موافق و مخالف خود را براى اثبات برداشت خود تأويل مىكنند؛
٥. منتقدان، اين تفاسير را به نوعى باعث تطبيق نظريّههاى ثابت نشده علمى بر قرآن مىشناسند؛ در حالى كه در تطبيق مطالب علمى بر قرآن بايد تنها به حقايق ثابت شده علمى اكتفا كرد و از نظريّههاى محتمل و ثابت نشده كه ممكن است بعداً خلاف آن ثابت شود يا رد گردد، پرهيز شود تا تفسير قرآن با فراز و فرود علم، به فراز و فرود مبتلا نشود؛
٦. ديگر آنكه اين منتقدان، تفاسيرى اينچنين را حاصل برخورد گزينشى با علم يا با قرآن مىدانند و معتقدند دخل و تصرّف در مضامين آيات و كم و كاست كردن آنها، براى انطباق دادنشان با ديدگاه علمى سكولار در نهايت، به برخورد گزينشى مىانجامد.
در مقابل، گروه ديگرى هم هستند كه به نوعى سعى در وجاهت بخشيدن به اين گونه تفاسير پوزيتيويستى از قرآن و احكام دينى دارند.
آنچه كه بيش از همه در اين مباحث، به رغم همه اهمّيت و جايگاهش مغفول مانده، پرسش است.
روشنفكران متجدّد، مجذوب حوزه تمدّنى و دستاوردهاى علم مدرن بودند و جستوجوى محملهاى دينى و مستندات شرعى براى تأييد و تصديق غرب در حوزههاى نظرى و فرهنگىاش، آنان را در شنا در درياى تمدّن مدرن و تكنولوژيك و برخوردارى بىمانع و رادع و حصر از دستاوردش يارى مىداد. از اين مسير، آنان مبتلاى نوعى «سكولاريزه كردن دين و احكام دينى» شدند، بر شدّت غربزدگى چند وجهى مسلمانان افزودند و مانع از «پرسش جدّى» از «مبادى و مبانى» فرهنگ و تمدّن غربى شدند.
اين واقعه باعث شد تا امر مقدّس تجديد حيات فرهنگى جهان اسلام، به تأخير افتاده و سير و سفر ذيل تاريخ غربى و انفعال به درازا كشيده شود.
چنانكه در كتاب «پرسش از غرب»[١] جهان اسلام ضرورتاً متذكّر شدهام، مىبايست از روزهاى آغازين تعامل و آشنايى با حوزه تمدّنى غربى، ابتدا به پرسش مىكرد؛ ليكن جلودارى روشنفكران متجّدد در مناسبات اجتماعى، مانع از اين پرسش شد و لاجرم فرو غلتيدن در غربزدگى چند وجهى را روزى مقدّر ساكنان شرق اسلامى كرد.
متأسّفانه طى سى سال گذشته نيز به رغم فراهم شدن زمينههاى «تحوّل و انقلاب فرهنگى» در ايران اسلامى، مجموعهاى از غفلتها و ندانمكارىها، مجال «پرسش از غرب» را از بين برد و موضوع «انقلاب و تحوّل فرهنگى» را به تعويق انداخت.
اينك كه در آستانه فروپاشى تمام عيار حوزه فرهنگى و تمدّنى غربى و سر رسيدن تاريخ آن، «زنگ تاريخ» جديد به نام دين و به نام امام مهدى موعود، ارواحنا له الفداء، به صدا در آمده و از ضرورت توجّه به موضوع «الگوى اسلامى ايرانى پيشرفت» سخن به ميان آمده، متذكّر مىشويم كه:
١. بخت و وقت تاريخ و تفكّر غربى كه موجد مدرنيته (پيشرفت و توسعه) بود، سالهاست كه سر آمده و غرب در سراشيبى انحطاط و اضمحلال، ناگزير به تسليم شدن در آستانه تاريخ جديد دينى است. سالها پيش از اين بسيارى از متفكّران غربى صداى زنگ آن را شنيده و آن را اعلام كردند و پس از آنان، حتّى مردان سياسى و نظامى غرب هم آن را شنيدهاند. جمله يورشهاى وحشيانه ائتلاف صليب و صهيون به شرق اسلامى، ناظر بر همين آگاهى است؛
٢. تمامى مبادى و مبانى حوزه فرهنگى و تمدّنى دينى، مندرج در منابع كهن وحيانى و روايى است و عالمان و متفكّران مسلمان و به ويژه ايرانيان طى شش قرن پس از ظهور اسلام، پهنههايى وسيعى از حوزههاى فرهنگى و تمدّنى را با مراجعه به آن مبادى و مبانى پيمودهاند.
مطالعه متفكّرانه همراه با تذكّر درباره تاريخ رفته و تاريخ فردا مجال نسبت يافتن با تحوّل عظيم فرارو و آمادگى براى استقبال از آن را فراهم مىآورد؛
٣. همواره و طى همه سالهاى گذشته بر جهان اسلام (از قرن سيزدهم هجرى قمرى تاكنون)، يكى از بزرگترين عوامل انفعال شرق اسلامى در برابر غرب مدرن ديدار شرق در آينه غرب بوده است. عموم روشنفكران متجدّد و حتّى مذهبىها، شرق اسلامى را در آينه غرب ديدار كردهاند. از همين رو، همواره حوزه فرهنگى و تمدّنى خود را «ذيل تاريخ غربى» تعريف كرده و لاجرم در وضعى انفعالى در حاشيه فرهنگ و تمدّن غربى و به صورت طفيلى به سر بردهاند. در وقت گفتوگو از اين «الگو» مىبايست متذكّر اين عادت معتاد صد و اندى ساله بود؛
٤. مدرنتيه، بىمبنا نيست و شراكت تام در تاريخ مدرن نيز بدون شناسايى مبانى و مبادى مدرنتيه و تجربه مقدّمات و شرط ضرورى آن متعذّر است. از اين روست كه عرض مىكنم احياى صرف صورتهاى تاريخى فرهنگ و تمدّن اسلامى بدون نظر به مبانى و مبادى آن، همان اندازه ره به بيراهه سپردن است كه «وام ستاندن صورت تاريخ فرهنگ و تمدّن غربى» بدون تذكّر درباره مبانى و مقدّماتش. ماجرايى كه در اثر غفلت بر جمله ساكنان شرق اسلامى رفته است.
اگر بنا بود با خريد محصولات جهان مدرن و مدرنسازى شهر و كوى و برزن، قومى واجد همه مقدّمات لازم براى پيوستن به جهان مدرن شود و خالق و صاحب تكنولوژى، «عربستان سعودى» و «تركيه» پيشتر از همه به اردوگاه غرب مدرن پيوسته بودند. به همان سان كه آذين بستن گوشه گوشه شهر با شعائر اسلامى و احياى سفرهخانهها و ... هيچ قومى از ميان اقوام مسلمان را واجد تمدّن و فرهنگ اسلامى نساخته است؛
٥. آنچه كه مىتواند موقعيّت ما را معلوم و در «وضعگيرى» و «نحوه رفتن» در عرصه زمين يارى دهد، تذكّر درباره «تاريخ فردا» است.
«تحقّق فردا» در گرو فرود «وقت و بختى» است كه نويد فرا رسيدنش داده شده و طلايههاى آن از دوردست آشكار شده است.
همسويى و هم افقى با اين تاريخ، قرار گرفتن در نسيمى است كه وزيدن گرفته و چون نسيم شرقى همه كرختى و انجماد «زمستان مدرنتيه» را در گرماى خورشيدى كه طلوع مىكند، از بين مىبرد. انشاءالله
السّلام على ربيع الأنام و نضرة الايّام
والسّلام
پىنوشتها:
[١].positicism مكتب تجربهگراى افراطى كه اساس آن را اكتفا به دادههاى بىواسطه حواس تشكيل مىدهد. اين مكتب نقطه مقابل ايدهآليسم به شمار مىرود. به نظر فيلسوفان تجربهگرا، حواسّ انسان يگانه منبع شناخت است.
[٢]. فصلنامه قبسات، دكتر همايون همّتى، سال اوّل، ش ١، ص ٩٢.
[٣]. اثر نگارنده از مجموعه منشورات دفتر نشر «هلال».