ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - حقّانيت مذهب شيعه در قرآن
و گفت يا رسول الله اين چه ولايتى است؟
فرمود: «همان ولايتى كه من دارم ...» آنگاه اين آيه نازل شد: «الْيَوْمَأَكْمَلْتُ لَكُمْ ...» آنگاه ابوبكر و عمر برخاستند و گفتند: يا رسول الله اين آيه مخصوص على است؟ فرمود: «آرى و على و ديگر اوصياى من تا روز قيامت.» گفتند: يا رسولالله! آنها را معرفى بفرما، فرمود: «على، سپس فرزندم حسن و سپس حسين و ...»[١]
چنانكه در منابع متعدّد اهل سنّت از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه فرمودند: «وصى و جانشين بعد از من، على بن ابىطالب (ع) است و بعد از او، دو فرزندم حسن، سپس حسين كه نُه امام ديگر از صلب حسين پى هم مىآيند ... يعنى وقتى حسين از دنيا رفت، پسرش على، بعد پسرش محمّد، بعد پسرش جعفر، بعد پسرش موسى، بعد پسرش على، بعد پسرش محمّد، بعد پسرش على، بعد حسن، سپس حجّت ابن الحسن. اينها امامان دوازدهگانهاند؛ به تعداد نقباى بنى اسرائيل.[٢]
دوم: «ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ، فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ»[٣]
آيه شريفه دستور به اطاعت مطلق و بىچون و چرا از خدا را مىدهد. سپس با همان لحن و سياق دستور اطاعت از پيامبر (ص) را صادر مىكند. شكّى نيست كه خداوند، معصوم مطلق و برى از خطا و گناه و سهو است. پس دستوراتش همواره صحيح و هميشه مطاع است. از اينكه قرآن عين همين اطاعت را براى پيامبر (ص) از مردم خواسته است، معلوم مىشود پيامبر (ص) هم كاملًا معصوم است؛ چنانكه در آيه ديگر هم دستور داده و فرموده است: «وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[٤] كه در آن بدون تكرار لفظ «أَطِيعُوا» اطاعت پيامبر عين اطاعت خداوند است. در قدم سوم مؤمنين را به اطاعت مطلق و بىچون و چرا، از اولواالامر مىخواند كه معلوم مىشود اولواالامر هم معصومند. هيچگاه دستور به گناه و ناصواب نمىدهند؛ وگرنه اطاعت مطلق از آنها صحيح نبود؛ چنانكه قرآن در ساير موارد كه پاى خطا و اشتباه در ناحيه مطاع متصوّر است، اطاعت را مقيّد مىكند، مثلًا در مورد احترام و اطاعت پدر و مادر مىفرمايد: «وَوَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما».[٥]
تا اينجاى استدلال، فخر رازى از علماى مشهور اهل سنّت، ما را همراهى مىكند؛ امّا اينكه اولواالامر معصوم چه كسانى هستند، حق اين است كه آنها اهل بيت (ع) و امامان دوازدهگانه از فرزندان پيامبر خاتم (ص) هستند.
دلايل ما- اوّل: «حديث منزلت». در حديثى كه حاكم حسكانى در «شواهد التّنزيل»[٦] در تفسير آيه اولى الامر آورده به اسناد خويش از مجاهد روايت رسيده است. آيه كريمه در مورد اميرالمؤمنين، على (ع) نازل گرديد؛ آنجا كه رسول الله (ص) در مدينه وى را جانشين خويش قرار داد، آنگاه على (ع) فرمود: «مرا بر زنان و كودكان جانشين قرار مىدهى؟» پيامبر (ص) فرمود: «آيا نمىپسندى كه نسبت به من، به منزله هارون نسبت به موسى باشى. آنجا كه به او گفت: «اخْلُفْنِيفِي قَوْمِي» در ميان قوم من جانشينم باش و اصلاح كن»، اينجا بود كه و «أُولِيالْأَمْرِ مِنْكُمْ» در حقّ على (ع) نازل شد، اين گفته مورد تأييد مجاهد مفسّر بزرگ مىباشد؛ حاكم حسكانى مىگويد: اين همان حديث منزلت است كه شيخ ما، ابوحازم حافظ مىگفت: من آن را به پنج هزار سند تخريج كردهام. پس در اعتبار حديث ترديدى نيست و محدّثان بزرگ مانند ابن عساكر از صحابه بسيار روايت كردهاند.[٧]
دوم: «حديث اطاعت». حاكم نيشابورى در «مستدرك» نقل مىكند كه پيامبر (ص) فرمود: «كسى كه مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده و كسى كه مرا معصيت كند، خدا را معصيت كرده و كسى كه على (ع) را اطاعت كند، مرا اطاعت كرده و كسى كه على (ع) را معصيت كند، مرا معصيت كرده.»[٨]