ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - تعاريف گوناگون از «شيعه» به عنوان يك جماعت متمايز سياسى، مذهبى
خلافت او بر اساس نصّ و وصيّت روشن يا غير صريح معتقدند و بر اين باورند كه امامت از فرزندان او خارج نمى شود و اگر خارج شده، يا به واسطه ظلم ديگران يا امتناع خود آنان، به جهت تقيّه بوده است.[١]
ابن حزم نيز اگرچه سخنى از نصّ و وصايت به ميان نمىآورد؛ امّا در تعريف خود از «شيعه»، علاوه بر اعتقاد به افضليّت حضرت على (ع) بر اصحاب و نيز احقّيت او بر امامت، شايستگى فرزندانش را براى امامت نيز از ويژگىهاى شيعه برشمرده است.[٢] منابع اخير نيز در تعريف شيعه به چنين قيدى عنايت دارند؛[٣]
٤. افزون بر ويژگىهاى پيشين، در برخى از تعابير نيز اعتقاد به عصمت امامان، ولاى آنها و بيزارى گفتارى و رفتارى از دشمنان آنها، مگر در حال تقيّه، از مقوّمات و مشتركات ديدگاههاى شيعه به حساب آمده است.[٤] گفتنى است كه برخى از نويسندگان معاصر شيعه علاوه بر اعتقاد به تنصيص پيامبر (ص) بر امامت حضرت على (ع)، باور به منصوص بودن امامت فرزندانى خاص و با نام و نشان از آن حضرت را از ويژگىهاى اصلى شيعه مىدانند.[٥] به نظر مىرسد كه اين ويژگىها با توجّه به فراز ديگر ديدگاه صاحب سخن كه پذيرش نصّ و وصايت امامت على (ع) را جوهره و ركن قوامبخش شيعهگرى مىداند، منطبق بر تشيّع اثناعشرى باشد و نه تشيّع به معناى مطلق آن.
از مجموع تعاريفى كه تاكنون گزارش كرديم، دشوارى و چه بسا عدم امكان تعريف مشخّص و روشنى از «شيعه» و «تشيّع» و مصاديق آن به خوبى آشكار است؛ زيرا:
الف. در برخى از آنها، تنها از مشايعت و پيروى امام على (ع) يا تنها اعتقاد به برترى او بر ديگر اصحاب (و حتّى بنا بر برخى از گزارشها، تنها تقدّم او بر عثمان) سخن به ميان آمده است؛
ب. در برخى از تعابير، علاوه بر اعتقاد به برترى، باور به امامت وى نيز نهفته است؛
ج. در تعابير بعدى، اعتقاد به امامت وى بر پايه نصّ و تصريح پيامبر (ص) استوار شده است؛
د. قيد «اعتقاد به امامت فرزندان وى» نيز در تعاريف بعدى ملاحظه مىشود؛
ه. برخى نيز قيد «اعتقاد به امامت فرزندان مشخّص شده وى از حسن بن على تا حجّة بن الحسن (ع) را از طرف خدا و پيامبر (ص) افزودهاند؛
و. اعتقاد به عصمت، تولّا، تبرّا و برخى از نشانههاى ديگر نيز در تعريفهاى ديگر مشاهده مىشوند؛
ز. در تعريف برخى از بزرگان نيز اعتقاد به امامت دينى و مذهبى امامان، برجستهتر شده است.
به نظر مىرسد كه هر يك از تعابير مورد اشاره كه نوع گرايش صاحبان آنها نيز به تشيّع يكسان نيست، ناظر به معرفى تشيّع به عنوان