ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ب اماميّه
سعد اشعرى مىگويد: كلّيه ياران على بن محمّد (ع) امامت فرزندش حسن بن على (ع) را پذيرفتند و چون رحلت امام حسن عسكرى (ع) در سال ٢٦٠ ه. ق. بود، از اين رو، شيعيان او تا آن تاريخ به «اماميّه» معروف نشده بودند.[١]
بنابر اين تحليل، بسيار طبيعى مىنمايد كه اراده مفهوم «شيعه اثناعشرى (دوازده امامى)» از كاربرد اصطلاح «امامى»، مربوط به زمانى باشد كه دوازده امام و پيروان آنها وجود خارجى و تاريخى پيدا كرده باشند. از اين رو، ملاحظه مىكنيم فرقهشناسان كهنى همچون نوبختى و سعد اشعرى در گزارشهاى خود از فرقههاى شيعى پس از رحلت امام حسن عسكرى (ع) و آغاز غيبت صغرا، عنوان «اماميّه» را ويژه گروهى مىدانند كه پس از رحلت امام يازدهم (ع) به وجود آمد و به حضور امام دوازدهم (عج) و غيبت آن بزرگوار معتقد بود؛[٢] همان گروهى كه از آن به بعد با عنوان «اماميّه» و به تدريج، «اثنى عشريّه» شناخته شد؛[٣] همان گونه كه بنابر گزارش شريف مرتضى و سخن شيخ مفيد، هيچ يك از فرقههاى مورد ذكر (فرقههاى پس از رحلت امام حسن عسكرى (ع)) در اين زمان يعنى ٣٧٣ ه. ق. وجود خارجى ندارند، جز اماميّه اثنىعشريّه كه به امامت ابن حسن، كه به اسم رسول خدا (ص) ناميده شده، معتقدند و بر زندگى و بقاى ايشان تا زمان قيام او به شمشير باور و اعتقاد دارند.[٤]
طرفه آنكه اصطلاح «اماميّه» تا شروع غيبت امام دوازدهم، از نشانههاى ويژه هيچ يك از دستههاى شيعى نبوده و غيبت را مىتوان به مثابه ريشه و خاستگاه اصلى اين عنوان به حساب آورد. البتّه اين اصطلاح در نوشتارها و محاوره معاصران نيز هيچگاه براى گروههاى شيعى همانند «اسماعيليّه» و «زيديّه» به كار نمىرود و كاربرد آن ويژه شيعيان اثناعشرى مىباشد كه حجم بيشتر شيعيان را نيز تشكيل مىدهند.[٥]
پىنوشتها:
[١]. شيخ مفيد، اوائل المقالات، تهران، دانشگاه تهران، ١٤١٣، ص ١.
[٢]. ناصر بن عبدالله بن على قفّارى، اصول مذهب الشيعه، ج ١، ص ٣٤ به نقل از: ابى عبدالله محمد بن ابى بكر الدمشقى، بدائع الفوائد، ج ١، ص ١٥٥.
[٣]. به عنوان نمونه، نك: يعقوبى، تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٩٧/ دينورى، الاخبار الطوال، ص ١٩٦ ١٩٤/ مسلم بن حجّاج نيشابورى، صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٦٨ و ١٧٠، باب «جامع صلاة الليل و من نام عنه او مرض»/ ابن ابى عاصم، كتاب السنه، ج ٢، ص ٤٥٤/ ابن جرير طبرى، تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٥٤ ٥٣/ سامى النشار، نشأة الفكر الفلسفى، ج ٢، ص ٣٦ ٣٥.
[٤]. ابوحاتم رازى، پيشين، ص ٢٦١/ شيخ مفيد، پيشين، ص ٢.
[٥]. ابوحاتم رازى، پيشين، ص ٢٥٩٢٦٠.
[٦]. سعد بن عبدالله اشعرى قمى، المقالات و الفرق، با مقدّمه و تصحيح محمد جواد مشكور، ص ١٥/ حسن بن موسى نوبختى، فرق الشيعه، نجف اشرف، مكتبه مرتضويه، ص ١٣٥٥، ص ١٧.
[٧]. ابوالحسن اشعرى، مقالات الاسلاميين، تحقيق محمّد محيى الدين عبدالمجيد، ١٤٠٥، ص ٦٥.
[٨]. احمد امين عاملى، فجر الاسلام، بيروت، دارالكتاب العربى، ١٩٦٩، ص ٢٧٧.
[٩]. شهيد ثانى، شرح لمعه، كتاب «الوقف»، ج ٣، ص ١٨٢. وى با توجه به