ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٠ - نظر ائمّه اهل بيت (ع)
ارغام ناميده مىشود). سپس سر از سجده برداشت و هنگامى كه راست نشست، تكبير گفت و ساق پاى چپ را خم كرده، روى آن نشست و پشت پاى راستش را بر كف پاى چپش گذاشت و گفت: «أستغفر الله ربّى و أتوب إليه»، در همان حال نشسته تكبير گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اوّل به جا آورد و همان ذكر تسبيح را در سجده دوم نيز گفت و از عضوى از بدنش براى عضو ديگر در ركوع و سجود كمك نگرفت و در حال سجده دستهايش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراعِ دستها را بر زمين نگذاشت و بدين ترتيب دو ركعت نماز به جا آورد.
سپس فرمود: «اى حمّاد، اين گونه نماز بخوان و در نماز به هيچ سويى التفات مكن و با دستها و انگشتانت بازى مكن و آب دهان به راست و چپ يا پيش رويت ميانداز.»[١]
چنان كه ملاحظه مىشود هر دو روايت در صدد بيان كيفيّت نماز واجب است و در هيچكدام كوچكترين اشارهاى به روى هم گذاشتن دستها نشده است؛ زيرا اگر گرفتن دست سنّت بود، امام صادق (ع) در بيان خود آن را ترك نمىكرد و حال اينكه آن حضرت با عمل خود، نماز رسول خدا (ص) را براى ما مجسّم مىكرد؛ چون او از پدرش امام باقر (ع) و امام باقر (ع) از پدرانش و آنها از اميرمؤمنان (ع) و او از رسول (ص) گرفتهاند. بنابراين، دست روى دست گذاشتن در نماز بدعت است؛ زيرا گرفتن دست در واقع داخل كردن چيزى است در شريعت كه از شريعت نيست.
ج. آموزش نماز به كسى كه نماز صحيح نمىخواند در ميان محدّثان اهل سنّت حديثى است به نام «حديث المسىء صلاتُه» يعنى حديث كسى كه نماز خود را صحيح نمىخواند، در اين حديث چنين آمده است: ابوهريره مىگويد: پيامبر وارد مسجد شد، مردى نيز وارد مسجد شد و نماز گزارد، سپس به حضور پيامبر آمد و سلام كرد. پيامبر (ص) سلام او را پاسخ گفت و فرمود: «برگرد و دو مرتبه نماز بخوان»، رفت و نماز گزارد و به سوى پيامبر بازگشت، پيامبر (ص) نيز فرمود: «برگرد باز نماز بگزار»، اين كار سه بار تكرار شد، سرانجام آن مرد عرض كرد: سوگند به خدايى كه تو را به حق مبعوث كرده است، من جز آنچه انجام مىدهم، چيزى نمىدانم، چه بهتر كه نماز را به من بياموزى.
در اين هنگام پيامبر فرمود:
«هرگاه به نماز ايستادى تكبير بگو، سپس آنچه از آيات قرآن مىدانى، بخوان، سپس ركوع كن به گونهاى كه بدنت آرام گردد، آنگاه پيامبر ديگر اجزا و شروط نماز را به او مىآموخت[٢] و هيچ اشارهاى به گذاردن دست راست بر دست چپ نمىكند؛ در حالى كه اگر اين كار واجب يا مستحب مؤكّد بود، از گفتن آن خوددارى نمىكرد.
نظر ائمّه اهل بيت (ع)
با توجّه به آنچه تاكنون گفته شد، روشن گرديد كه سنّت بودن دست روى دست گذاشتن در نماز ثابت نشده است، بدين جهت مىبينيم كه ائمه اهل بيت (ع) از اين عمل (گرفتن دست در نماز)، احتراز مىكردند و آن را از افعال مجوس در مقابل پادشاه مىدانستند.
محمّد بن مسلم از امام جعفر صادق يا امام محمّد باقر (ع) روايت كرده و مىگويد: به آن حضرت عرض كردم: حكم كسى كه دستش را در نماز بر دست ديگر مىگذارد، چيست؟ فرمود:
اين عمل، تكفير است و نبايد انجام شود. (تكفير به معنى تعظيم در مقابل پادشاهان است).
زراره از حضرت امام محمّد باقر (ع) روايت كرده كه فرمود:
«بر تو باد توجّه به نماز و در نماز تكفير مكن (دستهايت را بر هم مگذار)، زيرا مجوس اين عمل را انجام مىدهند.»
صدوق به سندى از اميرمؤمنان، على (ع) روايت كرده كه آن حضرت فرمود:
«مسلمان دستهايش را در نماز جمع نمىكند و در حالى كه