ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - دنيوى گرى قربة الى الله
سالها پيش از اين، آن ايّام كه ما جوان بوديم و جلوههاى شهر فرنگ، چشم همه را سخت خيره كرده بود، برخى متدّينان كه مىديدند جلوههاى تمدّن و آداب فرنگى، چون رقيبى جوان همه را فريفته خود مىسازد و رقيب شرقى را از ميدان به در مىكند. با دستاوردهاى علمى و تكنيكىاش، به يك باره دين را از صحنه حيات مؤمنانه خارج كرده و جمله جوانان را مبتلاى فسق و فجور خواهد مىسازد، با هول و هراس آستين بالا زده، با درد و داغى كه در سينه داشتند؛ به اميد مصونيتبخشى به جوانان مسلمان و آشتى دادن آنان با دين، همه سعى خويش را مصروف ارائه تفسيرى نوين و امروزى و علمى از دين و آيات كتاب آسمانى كردند.
به جز اين گروه، جماعتى تحصيل كرده و از فرنگ برگشته نيز به دليل شيفتگى در برابر علوم جديد غربى، به اتّكاى اصول و مبادى اين علوم، در كار تفسير آيات «قرآن» و آموزههاى دينى وارد شدند.
از اينجا، بابى نو در تفسير دين و احكام دينى گشوده شد كه بعدها به «تفسير علمى از قرآن» شهرت يافت.
اين مفسّران عصر جديد، اميد داشتند با اتّخاذ اين شيوه تفسيرى، نه تنها باعث افزايش اشتياق به دين و ازدياد ايمان جوانان شوند و آنان را از تندباد تبعات سوء انتشار فرهنگ غربى مصونيّت بخشند؛ بلكه در جلب نظر غربيان به اسلام و قرآن نيز مؤثّر افتند.
بخش مهمّى از اهتمام اين دو گروه، مصروف «اثبات حقّانيت قرآن و اسلام» با حجّت و ملاك قواعد علم جديد براى مخاطبان مىشد و بخشى ديگر مصروف اظهار به روز و مدرن بودن اين منابع كهن دينى واسپس هزار و اندى سال و اثبات اعجاز بودن اين آيات قرآنى مىگرديد.
مفسّران جديد، با اصالت بخشيدن به دستاوردهاى علم جديد و فصل الخطاب فرض كردن قواعد و نتايج آن، از نيروى جاذبه زمين، اسرار خلقت انسان، حركت خورشيد و ستارگان و آمد و شد فصلها مىگفتند، خواص و تأثيرات وضو و نماز و روزه را بر سلولهاى پوست و قلب و معده را برمىشمردند و با ذكر دلايل و شواهد علمى مدرن، ردّ و نشان آن همه را در ميان آيات قرآن جستوجو كرده و بدانها اشاره مىكردند تا بدين ترتيب از قرآن به عنوان اثرى پيشتاز در علم جديد ياد كرده باشند.
گاه اين تفاسير جديد، پاى را از ميدان تماشاى جهان فيزيكى فراتر نهاده، وارد ميدان احكام دينى و حكمت جعل احكام شرعى از سوى خداوند و شارع مقدّس مىشدند و با ذكر شواهد علمى از تأثيرات منفى شراب، موسيقى، گوشت خوك و ... بر انسان به زعم خويش پرده از راز اعلام حرمت شرب خمر و غنا از سوى شارع مقدّس برمىافكندند.
در واقع جمعى از اين متتبّعان علوم قرآنى، خود را در هيئت «مدافع دين» در برابر حملات ماترياليستها مىديدند و دفاع علمى از كتاب آسمانى و احكام اسلامى را مانعى در برابر اين هجمه مىشناختند و جمعى ديگر، سعى در به روز و مدرن جلوه دادن دين و پوشيدن احساس انفعال و خود كمبينى و عقبماندگى موهوم مؤمنان در برابر روشنفكران داشتند.
در جهان اسلام، «مصر» در اين زمينه پيشتاز بود، بعد از ورود سيّد جمال الدّين اسدآبادى در سال ١٣١٥ ه. ق. به اين كشور و تربيت شاگردانى همچون عبده اين رويكرد جديد و مدرن به قرآن اتّفاق افتاد. تفسير «جواهر القرآن» طنطاوى يكى از اين آثار تفسيرى بود كه در سال ١٣٥٨ ه. ق. عرضه شد. جز اين، نزديكى مصر به كشورهاى اروپايى و رفت و آمد روشنفكران مسلمان مصرى به اروپا براى تحصيل و فراگيرى علم و تكنيك غربى، در پيشتازى روشنفكران اين كشور در ارائه تفاسير علمى از قرآن و دين مؤثّر افتاد.
در ساير كشورهاى اسلامى نيز پژوهشگران و مفسّرانى با استخدام معارف علمى، سعى در انطباق آيات قرآنى با علوم تجربى كردند و هر يك اثرى مستقل را عرضه داشتند.
در «هند» سر احمد خان هندى (١٨١٧ م.)، سيّد اميرعلى (١٢٦٥ ه. ق.)، در «پاكستان» ابوالعلاء مودودى و بالأخره در «ايران»، مرحوم مهندس مهدى بازرگان، يدالله نيازمند شيرازى و دكتر سيّد رضا پاكنژاد خود را در اين عرصه آزموده و آثارى را ارائه كردند.
پيدايش مكتبهاى الحادى و ضدّ دينى، مانند ماركسيسم كه با استفاده از ضعف بنيادهاى دينى مسيحيان، سعى در مخدوش كردن بنيادهاى نظرى دينى و بينش مذهبى داشتند، در رشد و نضج اين جريان تفسيرى در جهان اسلام بىتأثير نبود.
اين مكاتب مادّهگرا از دين به عنوان «افيون جامعه» ياد مىكردند.
دكتر موريس بوكاى فرانسوى نيز اثرى با همين موضوع و مضمون را با عنوان «تورات، انجيل، قرآن و علم» منتشر ساخت.
برخى آثار مرحوم مهندس مهدى بازرگان، همچون «مطهّرات در اسلام» و كتاب «اعجاز قرآن از نظر علوم امروزى»، اثر يدالله نيازمند شيرازى كه به ترتيب در سالهاى ١٣٢٢ و ١٣٢٧ ه. ش. منتشر شدند و اثر مشهور «اوّلين دانشگاه و آخرين پيامبر» اثر مرحوم دكتر سيّد رضا پاكنژاد و بالأخره بخشهايى از تفسير مرحوم محمود طالقانى را در زمره اين آثار، يعنى تفسيرى علمى بر آيات قرآنى و احكام اسلامى مىتوان شناسايى كرد.
به علّامه سيّد هبة الدّين شهرستانى در «عراق» نيز مىتوان اشاره كرد. وى كتاب «بصائر جغرافيه» و «اسلام و هيئت» را عرضه كرده است و همچنين رشيد رشدى بغدادى را در اين زمره مىتوان شناخت.
به زعم مفسّران علمى، انطباق آيات قرآن با علوم تجربى مدرن، گاه به اين دليل صورت مىپذيرفت كه اميد داشتند از اين طريق، حقّانيت قرآن و صحّت مطالب آن براى مخاطبان به اثبات برسد.
بىشك اشارات قرآن به پديدههاى فلكى، همچون ستارهها، آسمانها، گردش افلاك و ... و دعوت وحى براى سير در آيات و آفاق، در تحريض و تشويق اين مفسّران براى انطباق آيات قرآن با علوم تجربى «پوزيتيويستى»[١] بىتأثير نبوده است. در واقع مطابق قاعدهاى نانوشته، اين مفسّران با عينك علوم مدرن تجربى به تماشاى ساحتهاى فراخ و بيكران آيات وحى مشغول آمده و حصههايى را برداشت مىكردند و آن همه را مبنا و مبدأ شناسايى و اعلام حكم غايى درباره آيات قرآنى و احكام اسلامى قرار مىدادند.
روشنفكران جوامع اسلامى، با مشاهده پيشرفت مادّى زندگى ساكنان «اروپا» و تغيير صورت تاريخى حيات تمدّنى آنها، بر سر دو راهى جهان مدرن غربى و سنّتگرايى مرسوم و رايج در جوامع شرقى به وادى تفسير پوزيتيويستى از قرآن، دين و احكام شرعى غلطيدند؛ در حالى كه درباره ساختار فرهنگى و نظرى جهان مدرن غفلت داشتند.
آنان به اميد دستيابى به جامعهاى مدرن، به سبك اروپا امّا متشرّع