ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و چهل ودو- يكصد و چهل و سه
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
دنيوى گرى قربة الى الله
٤ ص
(٤)
طوفان سهمگين
٨ ص
(٥)
گلستانه
١٠ ص
(٦)
رباعيّات عاشورايى
١٠ ص
(٧)
دين آمده است
١٠ ص
(٨)
كربلايى كن سرانجام مرا
١١ ص
(٩)
بررسى وجوه سه گانه فرهنگ مهدويّت
١٢ ص
(١٠)
از شناخت عقلى تا همراهى عملى
١٢ ص
(١١)
مقدّمه
١٣ ص
(١٢)
1 دانش افزايى
١٣ ص
(١٣)
1- 1 وجود آينده اى روشن و اميدبخش براى جهان
١٣ ص
(١٤)
2- 1 نقش محورى عدالت در جهان آينده
١٣ ص
(١٥)
3- 1 منجى موعود، مردى از خاندان محمّد (ص)
١٤ ص
(١٦)
4- 1 جهانى بودن رسالت منجى
١٤ ص
(١٧)
5- 1 استمرار سلسله حجّت هاى الهى تا روز قيامت
١٤ ص
(١٨)
6- 1 غيبت آخرين حجّت حق
١٤ ص
(١٩)
7- 1 بهره مند شدن مردم از فوايد امام غايب
١٥ ص
(٢٠)
8- 1 ضرورت انتظار و اميدوارى به آينده
١٥ ص
(٢١)
9- 1 بقاى همه تكاليف شرعى در دوران غيبت
١٦ ص
(٢٢)
نگهبان خيمه ها
١٧ ص
(٢٣)
اقدامات امام
١٨ ص
(٢٤)
اشاره
١٨ ص
(٢٥)
اجتماعات مختلف بشرى به اصل دست مى يابيم
٢٠ ص
(٢٦)
1 برقرارى عدالت اجتماعى
٢٠ ص
(٢٧)
2 اجراى اصل مساوات
٢١ ص
(٢٨)
3 عمران و آبادى زمين
٢١ ص
(٢٩)
4 پيشرفت فنون
٢١ ص
(٣٠)
5 باران هاى مفيد و پياپى
٢٢ ص
(٣١)
6 برنامه ريزى درست و از يك نقطه
٢٢ ص
(٣٢)
7 بهره بردارى از معادن و منابع زيرزمينى
٢٢ ص
(٣٣)
8 بازپس گيرى ثروت هاى غصب شده
٢٣ ص
(٣٤)
9 استفاده از همه اموال (اموال عمومى، خصوصى)
٢٣ ص
(٣٥)
10 كنترل و نظارت دقيق مركزى
٢٣ ص
(٣٦)
فرشتگان چگونه مى ميرند؟
٢٤ ص
(٣٧)
جزئيّات مرگ فرشتگان به زبان امام سجّاد (ع)
٢٤ ص
(٣٨)
مبدأ ظهور تشيّع در گذر تاريخ
٢٦ ص
(٣٩)
«شيعه» در لغت و اصطلاح
٢٦ ص
(٤٠)
استفاده از لفظ شيعه براى پيروان حضرت اميرمؤمنان، على (ع)
٢٦ ص
(٤١)
شيعه در ميان صحابه
٢٦ ص
(٤٢)
ريشه تفكّر و اعتقادات شيعه
٢٧ ص
(٤٣)
پندارهاى غير واقعى در مورد شيعه
٢٨ ص
(٤٤)
«عبدالله بن سباء» كيست؟
٢٨ ص
(٤٥)
شيعه هندى
٣١ ص
(٤٦)
«شيعه» و «تشيّع»
٣٢ ص
(٤٧)
كاربرد لغوى «شيعه» و «تشيّع»
٣٢ ص
(٤٨)
كاربرد تاريخى «شيعه»
٣٢ ص
(٤٩)
تعاريف گوناگون از «شيعه» به عنوان يك جماعت متمايز سياسى، مذهبى
٣٣ ص
(٥٠)
عناوين مرادف با «شيعه»
٣٦ ص
(٥١)
الف رافضه
٣٦ ص
(٥٢)
ب اماميّه
٣٦ ص
(٥٣)
جامعه بخوان!
٣٩ ص
(٥٤)
امام و دوستان
٣٩ ص
(٥٥)
حقّانيت مذهب شيعه در قرآن
٤٠ ص
(٥٦)
فيلسوفى كه با يك حديث شيعه شد
٤٣ ص
(٥٧)
امامان دوازده گانه در احاديث نبوى
٤٤ ص
(٥٨)
1 دوازده خليفه
٤٤ ص
(٥٩)
2 به تعداد نقباى بنى اسرائيل
٤٥ ص
(٦٠)
3 اوّلين امام، على (ع) و آخرين امام، قائم (عج) است
٤٥ ص
(٦١)
4 نُه امام، از فرزندان امام حسين (ع)
٤٥ ص
(٦٢)
5 امامان دوازده گانه با نام هايشان
٤٥ ص
(٦٣)
دليلى روشن بر امامت امامان شيعه
٤٦ ص
(٦٤)
حديث سفينه و رهبرى اهل بيت (ع)
٤٦ ص
(٦٥)
آيا جنّيان و فرشتگان هم منتظر ظهورند؟
٤٧ ص
(٦٦)
تفاوت هاى مذهب سنّى و شيعه چيست؟
٤٨ ص
(٦٧)
اهل بيت (ع) در قرآن و روايات
٥٢ ص
(٦٨)
اهل بيت در روايات
٥٢ ص
(٦٩)
ويژگى هاى اهل بيت به معنى اخصّ آن
٥٣ ص
(٧٠)
1 عصمت اهل بيت (ع)
٥٣ ص
(٧١)
2 افضليّت اهل بيت (ع)
٥٤ ص
(٧٢)
3 مرجعيّت علمى اهل بيت (ع)
٥٥ ص
(٧٣)
4 وجوب پيروى از اهل بيت (ع)
٥٥ ص
(٧٤)
5 مودّت و محبّت اهل بيت (ع)
٥٦ ص
(٧٥)
6 ولايت و رهبر اهل بيت (ع)
٥٨ ص
(٧٦)
ماجراهايى از دوستى اهل بيت (ع)
٦٠ ص
(٧٧)
اهل بيت پيامبر كيانند
٦١ ص
(٧٨)
فايده دوستى اهل بيت
٦٢ ص
(٧٩)
شرايط محبّت به اهل بيت پيامبر (ص)
٦٢ ص
(٨٠)
تعريف محبّت
٦٣ ص
(٨١)
محبّت
٦٣ ص
(٨٢)
پرسش از محبّت اهل بيت در قيامت
٦٣ ص
(٨٣)
خداوند دوست دارد در مكان هايى او را ياد كنند
٦٤ ص
(٨٤)
تسليم بودن در برابر ولايت اهل بيت (ع)، شرط پذيرش دعا از سوى خداوند است
٦٥ ص
(٨٥)
غريب خراسان
٦٥ ص
(٨٦)
فرصت هاى فراموش شده
٦٦ ص
(٨٧)
اشاره
٦٦ ص
(٨٨)
هويّت يابى و نقش سياسى شيعيان در آينده خليج فارس
٧٢ ص
(٨٩)
مسلمانان فراموش شده
٧٢ ص
(٩٠)
ببر، بخوان، بيار
٧٥ ص
(٩١)
اكنون و آينده شيعيان عربستان
٧٦ ص
(٩٢)
وضعيت شيعيان عربستان
٧٦ ص
(٩٣)
پرسش و پاسخ
٧٨ ص
(٩٤)
پرسش اوّل چرا شيعيان با دست باز نماز مى خوانند؟
٧٨ ص
(٩٥)
الف حديث ابى حُميد ساعدى
٧٨ ص
(٩٦)
نظر ائمّه اهل بيت (ع)
٨٠ ص
(٩٧)
اينو ميگن بچّه شيعه
٨١ ص
(٩٨)
هم امام، هم رفيق
٨٢ ص
(٩٩)
1 امام، به داد شيعيان مى رسد
٨٢ ص
(١٠٠)
2 امام و لطفشان به ما
٨٢ ص
(١٠١)
3 امام، در تشييع پيكر شيعيان شركت مى كند
٨٣ ص
(١٠٢)
4 امام، دوست شيعيان مطيع
٨٤ ص
(١٠٣)
5 امام، براى ما دعا مى كند
٨٤ ص
(١٠٤)
7 وجود امام، باعث دفع بلا از اهل زمين
٨٥ ص
(١٠٥)
8 امام، شافع روز حشر
٨٥ ص
(١٠٦)
9 امام، قرض مؤمنان را ادا مى كند
٨٥ ص
(١٠٧)
تسلّط رسانه اى صهيونيسم بر جهان
٨٦ ص
(١٠٨)
1- تايم وارنر AOL ؛
٨٧ ص
(١٠٩)
2- واياكام
٨٧ ص
(١١٠)
3- نيوز كورپوريشن
٨٨ ص
(١١١)
رسانه هاى تحت مالكيّت شركت «نيوز كورپ» در آمريكا
٨٩ ص
(١١٢)
4- والت ديسنى
٨٩ ص
(١١٣)
5- برتلزمان
٩٠ ص
(١١٤)
6- جنرال الكتريك
٩١ ص
(١١٥)
ماجراى خون باريدن آسمان انگليس در روز عاشورا
٩٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - دنيوى گرى قربة الى الله

و ديندار، سر در پى جبران مافات و عقب‌ماندگى از قافله تمدّن گذاشته بودند.

آنان قبل از پرسش از بنيادهاى نظرى و زمينه‌هاى تحوّل تاريخى و فكرى غرب جديد و پيش از كشف راز واماندگى عارض شده بر شرق اسلامى با شتاب و ظاهربينى به راه افتادند.

طنطاوى كه خود از مهم‌ترين مفسّران علمى قرآن و پيشگام اين قافله بود، تفسير خود را با اين هدف تدوين كرد تا بتواند با ارائه مطالب علمى، سطح آگاهى علمى جامعه خود را بالا برده و عقب افتادگى تمدّنى آنها را جبران نمايد.

ابتدا اين‌گونه تفسيرنويسى، در گستره آياتى از قرآن اتّفاق افتاد كه ناظر بر نشانه‌ها و رخدادهاى جهان طبيعى و فيزيكى بود؛ ليكن به مرور زمان اين نوع نگرش پا فراتر نهاد و به ميادين ديگرى همچون مناسبات و معاملات اجتماعى، سياسى وارد آمد و سكولاريزه و دنيوى كردن مفاهيم دينى را در جهات مختلف سبب شد.

براى آشنايى بيشتر، نمونه‌هايى از اين‌گونه تفاسير سكولاريستى و پوزيتيويستى تجربه‌گرايانه ارائه شده درباره مفاهيم قرآنى را عرض مى‌كنم:

آيه ٨٢ از سوره نمل «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ‌؛ و چون قول [عذاب‌] بر ايشان واجب گردد، جنبنده‌اى را از زمين براى آنان بيرون مى‌آوريم كه با ايشان سخن گويد كه مردم [چنانكه بايد] به نشانه‌هاى ما يقين نداشتند.» اين مفسّران، منظور آيه از كلمه «دابّه» را ماهواره دانسته‌اند؛

در تفسير آيات ٨ و ٩ از سوره معارج‌ «يَوْمَتَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ» و «وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ» مفسّر از آن روز سخت تكان دهنده آسمان و زمين، به عنوان روزى كه هواپيماهاى جنگنده با ابزارهاى جنگى مخرّب و آتش‌زا و اتمى در آسمان پديدار شده و همه جا را به آتش مى‌كشند، ياد مى‌كند.

در تفسير «آيه ٣ از سوره فجر»، معنى و مفهوم‌ «وَالشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ» را الكترون، نوترون و پروتون دانسته‌اند؛

در تفسير «فُجِّرَتْ» و «سُجِّرَتْ» در آيات سوره انفطار و تكوير، مراد از فجّرت و سجّرت را انفجار اتم‌هاى آب دانسته‌اند؛

در تفسير «تسبيح» در آيه‌ «نَحْنُنُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ» منظور از «تسبيح» را چنين بيان كرده‌اند:

«ما به شنا وامى‌داريم به حمد تو.»

رويكرد سكولاريستى به معنى دنيوى‌گرى، ناظر بر اين معنى از واژه است كه: روشنفكران سكولار غربى، همّت خود را مصروف آن كردند تا جمله مناسبات و آموزه‌هاى جارى در ميان مردم را بر داده‌هاى علمى مدرن استوار ساخته و از قوانين و آموزه‌هاى دينى كناره‌گيرى نمايند.

اگرچه در وجهى امروزه در گفت‌وگوهاى سياسى، اجتماعى از سكولاريسم تنها «جداانگارى دين از دنيا» را مراد مى‌كنند و سكولارsecular را فردى مى‌نامند كه به امور معنوى و مذهبى در مناسبات اجتماعى و سياسى علاقه نشان نمى‌دهد؛ ليكن در فرهنگ «آكسفورد» ازsecularism به عنوان:

اعتقاد به اينكه قوانين، آموزش و امور اجتماعى بايد بيش از آنكه بر مذهب استوار باشد، بر داده‌هاى علمى بنا گردد، ياد شده است.

به هر روى از سكولاريسم، به عنوان يك مرام يا ايدئولوژى ياد مى‌شود كه بعد از رنسانس پديد آمد و از فرزندان نهضت روشنگرى‌Enlightenment است و به معناى دنياگرايى، بى‌دينى، بى‌خدايى، اعراض از دين و نوعى احساس استغنا و بى‌نيازى از دين كردن است. سكولاريسم اساساً از جنس و سنخ فكر و معرفت است![١]

مفسّران مسلمان در اثر ابتلاء به غرب‌زدگى، بى‌فكر و ذكر و به قصد قربت؟! سكولاريسم و دنيوى‌گرى را به ساحت تفاسير دينى كشيدند. بى‌آنكه متذكّر اين معنا باشند كه مقصد سكولاريسم، عقل غيردينى است و اگرچه ضدّ دينى نيست، دين هم نيست.

اين گونه تفسير، مخالفانى هم داشت، مانند: آقاى شاطبى، دكتر ذهبى، شيخ محمّد شلتوت. اينان قرآن را «كتاب هدايت» و راهنماى مسير كمال مى‌شناختند و نه كتابى براى بيان مسائل صرفاً علمى تجربى.

بى‌ترديد موضوع «مقصد و غايت»، همچون «مبدأ» در دو دستگاه نظرى دينى و نيست‌انگارانه غربى، واحد نبوده و لاجرم ناظر بر مشى و رفتارى واحد در عرصه هستى نيز نخواهد بود.

اگرچه به مرور زمان و طى دهه‌هاى اخير، اين گونه تفاسير دچار افت اعتبار شده است؛ ليكن ورود برخى جوامع مسلمان به ساحت مناسبات و معاملات اجتماعى، سياسى و تجربه مديريت مناسبات كلان براى ساماندهى معاملات سياسى، اقتصادى و اجتماعى موجب بوده تا نكات افتراق دو رويكرد دنياگرايانه سكولاريستى و نگرش دينى، بيش از پيش آشكار شود.

در عصر ما كه تحوّلات سياسى، اجتماعى با رويكرد دينى در صورت نهضت‌هاى اجتماعى نمودار مى‌شود؛ مسلمانان به شوق تجربه تمام عيار جهان پيشرفته و عرض اندام در برابر جهان مدرن اروپايى و استعمارى با شتاب بيشترى سر در پى انطباق دادن دريافت‌هاى وحيانى با صورت‌هاى فرهنگى و تمدّنى جهان مدرن مى‌گذارند. همين امر باعث بوده تا مسلمانان، پيش از تأمّل جدّى درباره مبانى نظرى و مبادى دو حوزه علوم دينى و علوم جديد غربى، سعى خويش را مصروف جستن راهى ميانبر كنند و با نزديك‌سازى دو جريان فكرى و فرهنگى دينى و غربى، ضمن برخوردارى از تمامى صورت‌ها و ساحت‌هاى حوزه فكرى، فرهنگى و تمدّنى غربى، در چارچوب اخلاق دينى و اسلامى نيز بمانند. از همين جا، جريانى كه از عصر سيّد جمال الدّين اسدآبادى شروع شده و در هيئت تفسير علمى و پوزيتيويستى از دين و قرآن نمودار شده بود، جوانه زده و تجديد حيات پيدا كرده است.

طى قريب به هشتاد سالى كه از عمر «تفسير علمى قرآن در عصر حاضر» مى‌گذرد، منتقدان اين روش، ايرادات زيادى را بر اين شيوه تفسيرى وارد ساخته‌اند كه به اجمال موارد زير قابل اشاره‌اند:

١. منتقدان معتقدند، قرآن اساساً كتاب هدايت است و راهنمايى به سوى كمال و نه دائرة المعارفى مملوّ از آگاهى‌ها و اطّلاعات علمى، چنان‌كه مفسّران نوين سعى در اثبات آن دارند؛

٢. آنان اعلام مى‌دارند كه «علم» جديد، گزارشى متغيّر از طبيعت است و به همين دليل به مرور زمان دچار افت اعتبار مى‌شود و ارائه تفسيرى دنيوى از آيات وحيانى- با بروز تغييرات- نظريّه دينى را مخدوش مى‌سازد؛

٣. آنان اين گونه تفسيرها را موجب تحميل نظريّات و مفروضات‌