ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - «عبدالله بن سباء» كيست؟
بعضى در تحليل زندگى اين فرد گفتهاند: او براى اينكه جامعه اسلامى را از درون بپوساند، اظهار اسلام كرد و فتنههايى به وجود آورد كه منجر به قتل عثمان شد. حرفهاى او تا حدّى فريبنده بود كه تعدادى از صحابه و تابعان مثل سلمان، ابوذر، صعصعة بن سوحان و محمّد بن ابى بكر را تحت تأثير قرار داد.
درباره اين ادّعا دو دسته جواب وجود دارد: دسته اوّل، مربوط به سند اين قصّه است و دسته دوم، مربوط به متن اين داستان.
الف) سند روايت: طبرى اين روايت را از سيف بن عمر نقل مىكند كه بيشتر علماى رجالى اهل سنّت او را رد كردهاند و او را از زمره جعلكنندگان حديث شمردهاند.
ذهبى، نظر علماى رجال را در مورد سيف بن عمر چنين نقل مىكند:
عبّاس به نقل از يحيى در مورد او گفت:
روايات و احاديث او ضعيف است و مطيّن از يحيى نقل كرد: يك پول سياه (چيز ناچيز) از او بهتر است. ابوداوود نيز گفت: او چيزى نمىداند و ابوحاتم نيز گفت: به احاديث او توجّهى نمىشود (بىاعتبار است) و ابن حبان گفت: او متّهم به كفر (زنديق كودن) شده است. ابن عدى نيز گفت: بيشتر احاديث روايت شده توسط او نادرست است.[١]
ب) متن داستان:
چگونه ممكن است يك يهودى تازه مسلمان و اهل «يمن» كه از مركز اسلام (مدينه) هم دور است، بتواند آنچنان نفوذى پيدا كند كه بزرگانى از صحابه را فريب داده و عليه عثمان فضاسازى نمايد تا جايى كه عثمان و اطرافيان او از برخورد با او عاجز باشند؟ در صورتى كه عثمان با مخالفان خود، اگر چه از صحابه نزديك پيامبر (ص) هم بودند، به شدّت برخورد مىكرد.
به نظر مىرسد كه اين جريان، چيزى جز يك داستانسرايى نيست كه براى تضعيف يك مذهب به كار بردهاند؛ با آنكه نقل اين روايت از كسى است كه او را جعل كننده حديث خواندهاند.
در مورد خود ابن سباء هم دو نظريّه وجود دارد:
نظريّه اوّل: چنين شخصى با خصوصيّاتى كه سيف بن عمر نقل كرده، اصلًا وجود خارجى نداشته است. دكتر طه حسين، به اين مطلب اشاره كرده است و همچنين نويسندهاى در «عربستان» به نام دكتر حسن الفرحان المالكى گفته است كه فردى به نام عبدالله بن سباء وجود خارجى ندارد. از نويسندگان شيعه هم علّامه عسكرى كتابى به همين نام «عبدالله بن سباء» تأليف كردهاند كه بىاساس بودن فردى به اين نام را اثبات مىكند.
نظريه دوم: آنانى كه مىگويند فردى به اين نام وجود داشته- مثل «رجال» كشى و نجاشى- امّا در ادامه مىگويند: او كسى بوده كه در حقّ اميرمؤمنان (ع) غلوّ كرده و چون توبه نكرد، حضرت وى را سوزاند و رواياتى از ائمه معصوم (ع) نقل مىكنند كه او در آنها ملعون و مطرود معرفى شده است.