ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - اشاره
افتاده و دور از دسترس نداشتند كه اين مطلب تا به امروز هم ادامه داشته و به جاست كه ما در راستاى احياى آنها قدم برداريم.
اين احيا چه نتايجى را مىتواند به دنبال داشته باشد؟
حضور شيعه در دنياى امروز بسيار كمرنگ است. سازمان كنفرانس اسلامى ٥٧ عضو دارد كه ما نمىتوانيم همه كشورهاى اسلامى آنجا را به خاطر بياوريم و نام ببريم، جز چند كشور شاخص و بزرگ اسلامى. درباره تشيّع اطّلاعات ما بسيار كلّى است و خيلى از جزئيّات را نداريم. با اين احيا كردن و تلاش در راستاى آن، حدّاقل اطّلاعات جزيى ما از پراكندگى، زندگى، آثار تشيّع حتّى اسماعيليه در دنيا و به خصوص آفريقا و شمال آن تكميل مىشود. قبلًا اشاره كردم دسترسى به منابع اصيل و قديمى هم مىتواند اطّلاعات مبهم و گنگ ما را برطرف كرده و با آنها حلقههاى مفقود اطّلاعات و تحليلهايمان را به دست بياوريم. حدود ٤ سال پيش، شنيدم نسخه ديگرى از «نهج البلاغه» متفاوت با آنچه در دسترس ماست، در «واتيكان» پيدا شده است! خطبههاى ديگرى در آن نهج البلاغه وجود دارد كه در نهج البلاغه كنونى ما نيست. هم بايد روابط سرد يا قطع خود را با مصر و مغرب اصلاح كنيم و هم از حسن روابطمان با سه كشور ديگر نهايت استفاده فرهنگى و نه سياسى را ببريم. همان كارى كه اسماعيلىهاى انگلستان و نيز فرانسوىها دارند در آنجا انجام مىدهند. بديهى است با شكلگيرى كانونهاى شيعى در فرصتهاى آتى و روزهاى پيش رو، مىتوان از آنان استفادههاى مقتضى و به جا هم كرد.
الآن اگر از ما پرسيده شود پراكندگى شيعيان در كجاست؟ مىگوييم ايران، عراق، لبنان، حيدرآباد دكن هند و از ديگر مناطق اطّلاعات قابل توجّهى نداريم.
اگر مطلبى درباره تشيّع در شمال آفريقا باقى مانده، بفرماييد.
به نظر من بايد دولت، مؤسّسات شيعهشناسى و مهدويّت «قم» و «تهران» را براى انجام مأموريتها و فعّاليتهاى ياد شده در آفريقا و ديگر نقاط دنيا به طور جدّى و البتّه غير محسوس و غيررسمى تقويت كند تا حسّاسيتزا نشود. كرسىهاى متقابل شيعهشناسى در ايران و كشورهاى ديگر را بايد با جدّيت و اهمّيت بيشترى دنبال كرد. در شمال آفريقا الآن چنين كرسىهايى وجود ندارد و بايد تشيّع را در اين مناطق با عمل و نه حرف، احيا كرد. بالأخره بايد ما طرف مقابلمان را در اين مناطق بشناسيم كه چه كسانى هستند و در كجا و به چه شكل زندگى مىكنند تا فرصتها و تهديدهايمان را در حدود آنها بفميم و شناسايى كنيم. در اين راستا بايد پژوهشهاى متنوّع و كاربردى و متعدّدى داشته باشيم تا اگر لازم شد، به طور مناسب و اثر بخش و مفيد به آنها كمك مادّى و غير مادّى بكنيم. آنان را هم بايد به كشورخودمان دعوت كنيم تا شيعه و تشيّع ايران را از نزديك ببينند و مبلّغ فرهنگ و باورهاى ما در كشورهاى خودشان شوند. در اين راستا ما كم كارى يا كوتاهى داشتهايم. فراموش نكنيم، در فتح اين مناطق ده هزار خراسانى و ايرانى حضور داشتهاند. ما الآن درباره سرنوشت آنان در اين مناطق مطلقاً، هيچ نمىدانيم. فتح «سيسيل» به دست اسد بن فرات خراسانى به همراه ده هزار هموطنش بوده است. بسيارى از آنان در اين مناطق زيستهاند، از خود آثارى به يادگار گذاشتهاند و مردهاند تا بيش از اين دير نشده بايد براى جبران فرصتهاى از دست رفته و كوتاهىهايى كه داشتهايم، اقتدا كنيم؛ زيرا معلوم نيست چقدر وقت خواهيم داشت و رقبا و دشمنان تا چه حد اين فرصتها را از دست ما ربوده و مىربايند.
از اينكه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد، مجدّداً تشكّر مىكنم.