ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ٦ ولايت و رهبر اهل بيت (ع)
خم، پيامبر گرامى (ص) هم درباره عترت و اهل بيت خود سخن گفت و مسلمانان را به پيروى از آنان سفارش كرد و هم اميرالمؤمنين را به عنوان ولى و رهبر امّت اسلامى، پس از خود معرفى كرد.[١]
پيامبر (ص) با اين كار نشان داد كه ولايت و رهبرى امير المؤمنين (ع) نخستين گام در جهت تحقّق بخشيدن به مفادّ حديث ثقلين است.
نكته ديگر اينكه در برخى از نقلهاى حديث ثقلين، از قرآن و اهل بيت با عنوان «خليفتين» تعبير شده است: «إنّى تركت فيكم خليفتين: كتاب الله و أهل بيتى».[٢] مطابق اين حديث، اهل بيت، جانشينان پيامبرند و جانشينى آنان همه جانبه است.
در حديث ديگرى پس از بيان اينكه پيامبر (ص) قرآن و عترت را به عنوان دو ميراث گرانبهاى خود براى امّت اسلامى معرفى كرده است، اين مطلب بيان شده است كه «زمين هيچگاه از اهل بيت خالى نخواهد بود؛ زيرا اگر چنان شود، زمين بر اهلش خشم خواهد گرفت.» سپس فرمود: «خدايا تو هرگز زمين را از حجّت خود خالى نخواهى گذاشت، آنان از نظر تعداد اندك و از نظر منزلت در پيشگاه خداوند بزرگترين مقام را دارند.»[٣] بنابراين، اهل بيت، حجّتهاى خداوند بر زمينند و امامت و رهبرى از آن حجّتهاى خداوند است.
گواه ديگر بر اينكه حديث ثقلين بر امامت اهل بيت (ع) دلالت مىكند، اين است كه اميرالمؤمنين (ع) در مواردى به آن احتجاج كرده است كه روز شورا از آن جمله است.[٤]
مورد ديگر، احتجاج با طلحه، عبدالرّحمن بن عوف وسعد بن ابىوقّاص است و مورد ديگر احتجاج وى در زمان خلافت عثمان در مسجد پيامبر (ص) در برابر جمعى از صحابه است.[٥]
پىنوشتها:
[١]. ر. ك: مدخل آيه تطهير.
[٢]. مناقب ابن شهر آشوب، ج ١ ص ٨٥؛ الصوائق المحرقه، ص ٢٨١.
[٣]. مكارم الاخلاق، ص ٤٥٩.
[٤]. الصواعق المحرق، ص ٢٨١.
[٥]. تفسير طبرى، ج ٢٢، ص ١٢.
[٦]. صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٣، باب فضائل على بن ابوطالب، حديث ٧.
[٧]. الصواعق، ص ٢٨١.
[٨]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٣٣.
[٩]. المسند، ج ١٨، ص ٢٥٨.
[١٠]. مشكل الآثار، ج ١، ص ٣٣٥؛ الصواعق، ص ٢٨١.
[١١]. مدخل آيه تطهير؛ مشكل الآثار، ج ١، ص ٣٣٢- ٣٣٩؛ الصواعق المحرقه، ص ٢٨١.
[١٢]. نفحات الأزهار فى خلاصة عبقات الأنوار، جلد اوّل.
[١٣]. فصلت: ٤٢.
[١٤]. فيض القدير فى شرح الجامع الصغير، ج ٣، ص ١٨- ١٩.
[١٥]. النبراس، ص ٥٣٢، حاشيه بحرالعلوم
[١٦]. شرح المقاصد، ج ٥، ص ٣٠١- ٣٠٣.
[١٧]. نهج الحق و كشف الصدق، ص ١٧٩ و ٢١٥ و ٢١٦؛ اللوامع الإلهية، ص ٥١٥؛ دلائل الصدق، ج ٢، ص ١٣٢- ١٣٣.
[١٨]. ينابيع المودة، ص ٢٨٧.
[١٩]. سوره شورى، آيه ٢٣.
[٢٠]. اصل الشيعه و اصولها، ص ١٦٢.
[٢١]. المرقاة، ج ٥، ص ٦٠٠.
[٢٢]. الصواعق المحرقة، ص ١٨٩.
[٢٣]. سوره احزاب.
[٢٤]. سوره واقعه (٥٦)، آيات ٧٧- ٧٩.
[٢٥]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٩، ص ١٣٧.
[٢٦]. اصول كافى، ج ١، باب الردّ إلى الكتاب و السنّة، ح ٩.
[٢٧]. همان، باب الراسخين فى العلم، حديث ١.
[٢٨]. سوره نساء، آيه ٥٩.
[٢٩]. ر. ك: آيه اولى الأمر
[٣٠]. الصواعق المحرقة، ص ١٩١.
[٣١]. سوره شورى، آيه ٢٣.
[٣٢]. المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ١٧٢.
[٣٣]. تفسير طبرى، ج ٢٥، ص ١٦- ١٧
[٣٤]. شواهد التّنزيل، ج ٢، ص ١٤٤، تعليقه.
[٣٥]. كفاية الطالب، ص ١٣١٧.
[٣٦]. تاريخ اصفهان، ج ٢، ص ١٦٥.
[٣٧]. الصواعق المحرقة، ص ٢١٧.
[٣٨]. همان، ص ١٩٠- ١٩١.
[٣٩]. اعراف ١٥٨.
[٤٠]. همان.
[٤١]. همان، ص: ٨٦.
[٤٢]. سبا: ٤٧.
[٤٣]. فرقان: ٥٧
[٤٤]. ر. ك: آيه اول الأمر و آيه صادقين.
[٤٥]. المسند، ج ٥، ص ١٨١؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٦٣؛ فيض الغدير، ج ٣، ص ١٤؛ كنز العمال، ٦١، ص ١٦٦؛ نفحات الأزهار، ج ٢، ص ٢٨٤- ٢٨٥.
[٤٦]. ينابيع المودة، ص ٢٧
[٤٧]. مناقب ابن مغازلى، ص ١١٢.
[٤٨]. ينابيع المودة، ص ٤٣.
[٤٩]. همان، ص ١٣٧.
منبع: دانشنامه كلام اسلامى، زير نظر على ربّانى گلپايگانى، مؤسّسه امام صادق (ع)، قم، ١٣٨٦ ش.