ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٥ مودّت و محبّت اهل بيت (ع)
به معناى درآويختن است، در آويختن به قرآن به معناى شناخت دستورات قرآن و پيروى از آنهاست، همين گونه است در آويختن به اهل بيت، يعنى نخست بايد دستورهاى آنان را شناخت، سپس آنها را به كار بست. خداوند اطاعت از خود و رسول خود و اولى الأمر را واجب كرده است: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛[١] خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياء امر خود را»، با توجّه به اينكه «أُولِيالْأَمْرِ» بر «الرَّسُولَ» عطف شده است، بدون اينكه فعل «أَطِيعُوا» تكرار شود، معلوم مىشود كه ملاك وجوب اطاعت از اولى الأمر همان ملاك وجوب اطاعت از رسول خدا (ص) است، اطاعت رسول خدا بدان جهت كه رهبرى الهى است و از مقام عصمت برخوردار است، واجب مىباشد. اگر او معصوم نبود، اطاعت از او بدون هيچ قيد و شرطى، واجب نمىشد، اين مطلب در مورد اولى الأمر نيز جارى است و آنان نيز به دليل اينكه از صفت عصمت برخور دارند، بايد به صورت مطلق اطاعت شوند.[٢]
بنابراين، آيه «أُولِيالْأَمْرِ» بر معصوم بودن كسانى كه پس از پيامبر (ص) در رهبرى جامعه اسلامى جانشين او مىباشند و بر وجوب اطاعت از آنان دلالت مىكند و از طرفى، آيه تطهير و روايت مربوط به آن مصاديق اولى الأمر معصوم را معرفى كرده است. آنان چنانكه گذشت اصحاب كساء هستند. پس اطاعت از اهل بيت معصوم پيامبر (ص) به عنوان متولّيان امر هدايت و رهبرى امّت اسلامى پس از آن حضرت، واجب است.
حديث سفينه نوح نيز بر وجوب پيروى از اهل بيت (ع) دلالت مىكند؛ زيرا در اين حديث، پيامبر (ص) اهل بيت خود را به كشتى نوح تشبيه كرده است كه هر كس داخل آن شد، از طوفان نجات يافت و هر كس از داخل شدن در آن سر باز زد، هلاك گرديد. بنابراين هركس از اهل بيت پيامبر (ص) پيروى كند، از گمراهى نجات خواهد يافت و هر كس از پيروى از آنان سر باز زند، گمراه خواهد شد.[٣]
٥. مودّت و محبّت اهل بيت (ع)
در وجوب محبّت اهل بيت پيامبر (ص) نمىتوان ترديد كرد. در آيه «قُلْلا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى»[٤] دوستى خويشاوندان پيامبر (ص) به عنوان مزد رسالت آن حضرت به شمار آمده است. مقصود از قربى (خويشاوندان) در اين آيه همان كسانىاند كه آيه تطهير در مورد آنان نازل شده است؛ چنانكه حاكم نيشابورى روايت كرده است كه حسن بن على (ع) پس از شهادت على بن ابى طالب (ع) براى مردم سخنرانى كرد و به معرفى خود پرداخت و گفت: من از اهلبيتى هستم كه جبرئيل به سوى آنان فرود مىآمد. من از اهل بيتى هستم كه خداوند هر گونه پليدى را از آنان دور ساخته است و من از اهل بيتى هستم كه خداوند مودّت آنان را بر هر مسلمانى واجب كرده و فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً؛ بگو به ازاى آن رسالت پاداشى از شما خواستار نيستم؛ مگر دوستى درباره خويشاوندان و هر كس نيكى به جاى آورد، براى او در ثواب آن خواهيم افزود. اقتراف حسنه، مودّت ما اهل بيت است.»[٥]
به نقل خوارزمى از ابن عبّاس، هنگامى كه آيه «الْمَوَدَّةَفِي الْقُرْبى» نازل شد، كسانى به پيامبر (ص) گفتند: اين خويشان تو كه مودّت آنان بر ما واجب شده، چه كسانىاند؟ پيامبر (ص) پاسخ داد: «على، فاطمه و دو پسر آنها.»[٦]
طبرى از ابوديلم روايت كرده كه هنگامى كه على بن الحسين (ع) را به صورت اسير وارد «دمشق» كردند، مردى شامى به پاخاست و از كشته شدن امام حسين (ع) و يارانش و اسير شدن زن و فرزندانش اظهار خوشحالى كرد. حضرت سجّاد (ع) به او گفت: آيا آيه «قُلْلا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» را قرائت كردهاى؟ آن مرد گفت: آيا مقصود از قربى شما هستيد. امام (ع) پاسخ داد: «آرى.»[٧]
ابن عساكر از امام حسين (ع) روايت كرده كه فرمود: «قرابتى كه خداوند آن را عظيم شمرده و رعايت آن را واجب كرده و اجر رسالت قرار داده، قرابت ما اهل بيت است.».[٨]
حافظ ابوعبدالله گنجى از طبرانى روايت كرده كه پيامبر (ص) فرمود: «خداوند پيامبران را از درختهاى گوناگونى (سرچشمههاى مختلفى) آفريد و من و على را از يك درخت (منشأ) آفريد، من ريشه آن درخت و على شاخه آن، فاطمه لقاح و حسن و حسين ميوههاى آن است. هر كس به يكى از آنها در آويزد، نجات يافته و هر كس روى برگرداند، سقوط خواهد كرد و اگر فردى سه هزار سال ميان صفا و مروه عبادت كند و محبّت ما را نداشته باشد، خداوند او را به دوزخ خواهد افكند، سپس آيه «قُلْلا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ