ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - خانواده آسمانى
علمى قرآن است كه هزار و چهارصد و چند سال پيش، اين مراتب را دقيق ذكر كرده است و امروزه هم علم همين را كشف كرده است. در آغاز مىفرمايد: «انسان را از گل آفريديم.» «ثُمَّجَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ» اينكه اين گل بعداً نطفه مىشود، منظور چيست؟ منظور همان آيه قبلى است، در آيات ٧ و ٨ «سوره سجده» گفته شد كه منظور از گل حضرت آدم (ع) است و قرار دادن نسل از آب پست مربوط به نسل حضرت آدم است. «جَعَلْناهُنُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ» نطفه او را در مكين (رحم مادر) قرار داديم. چه فعل و انفعالاتى در اين نطفه به وجود مىآيد؟ «ثُمَّخَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً» گوشت و بعد استخوان مىگيرد. «فَكَسَوْنَاالْعِظامَ لَحْماً» يعنى وقتى استخوان را به او داديم، گوشت را هم به رويش مىكشيم. «ثُمَّأَنْشَأْناهُ» وقتى كه اين تركيب مادّى تا حدودى تكميل شد، اينجاست كه از آن، تعبير به «انشَا» مىكند. «ثُمَّأَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ» ما او را به خلق ديگرى قرار مىدهيم؛ يعنى همين موجودى كه مادّى است و در رحم مادرش رشد مىكند، همه او را مايه خلق آخرى قرار مىدهيم. انشاء است و «ثُمَّأَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ» يعنى چيز ديگرى مىشود. وقتى چيز ديگر شود دميده شدن روح در انسان اتّفاق مىافتد. آنگاه است كه مىفرمايد: «فَتَبارَكَاللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ» اينجا خدا به خودش تبريك مىگويد. كه اين خيلى اهمّيت دارد كه وجود بىنهايت، كمال مطلق، الله و خالق كل شىء كه خالق همه چيز است دراين باره به خودش تبريك گفته است؛ يعنى نسبت به خلقهاى ديگر، كه هر كدامش را انسان مطالعه كند متحيّر مىشود. آنقدر بشر تحيّر دارد كه بعد از گذشت هزاران سال از تاريخ بشر، هنوز نتوانستهاند يكى از مخلوقات خدا را به طور كامل بشناسد و مدّعى باشد كه مثلًا يك اتم را شناختند، يا يك مولكول را، يا يك سلول را شناخته باشد و هيچ سؤالى هم درباره آن نداشته باشند. در حالىكه هيچكدام از مخلوقات خدا براى بشر كامل شناخته شده نيست. امروزه بشر دست به شكاف عالم زده تا بداند درون آنها چيست؟ بشر هنوز نتوانسته بشناسد و حتّى بدن را بعد از ٨ هزار سال همچنان مطالعه مىكنند و يك جزئش را هم نتوانستهاند، بشناسد. اطّلاعاتش خيلى زياد شده، امّا كامل نيست، انسان هشتهزار سال سابقه پزشكى و علم دارد. دهها و صدها ميليون كتاب نوشته شده است. امروزه بشر به اطّلاعات زيادى در اين باره دست يافته؛ امّا هنوز نتوانسته بدون هيچ ابهامى بگويد، همه جنبههاى يك عنصر را شناخته است. ما با چنين خدا و خالقى سر و كار داريم. «بَدِيعُالسَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[١] آيا مىتوانى سجده نكنى!؟ مگر آدم احمق، پوست كلفت، قسّى القلب باشد كه نتواند اتمش و نوترونش و پروتونش و سلول و مولكول، درختان، گياهان، حيوانات، بدن