ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - خانواده آسمانى
خانواده آسمانى
محمّد شجاعى
در ادامه بحث ضرورت شناخت خانواده آسمانى از دلايلى كه مىتواند ما را با حقيقت خودمان و خانواده آسمانىمان آشنا كند، خطابهاى قرآن و معصومان (ع) است. بسيار پيش آمده افرادى كه قرآن يا روايات را خوب مىخوانند ولى انسى كه بايد با كلام حق تعالى و با كلمات گهربار معصومان (ع) داشته باشند، ندارند و نمىتوانند اين حس را در وجودشان داشته باشند و اين هم ناشى از آن است كه آنان با گوشى مىشنوند كه اين گوش، بخش مورد خطاب قرآن و معصومان (ع) نيست؛ اگر ما خود و خانواده آسمانىمان را بشناسيم و باور كنيم، خواهيم ديد كه چنان انسى به قرآن و به فرمايشهاى معصومان (ع) در ما ايجاد مىشود كه لذّت بسيار زياد براى ما به همراه خواهد داشت و ارتباط و گرماى شورانگيز و خاصّى بين ما و قرآن و روايات برقرار مىشود. پس اگر توجّه به اين نكته نداشته باشيم كه قرآن چه چيزى را در ما مورد خطاب قرار مىدهد؛ يعنى من كيستم؟ و به كجا تعلّق دارم؟ نمىتوان درك درست و كاملى از فرمايشهاى معصومان (ع) و آيات قرآن داشت. در اينجا آياتى را مرور خواهيم كرد كه به ساختار وجودى انسان اشاره دارد. وقتى در جايى نامى از قرآن كريم آورده مىشود بايد به اين نكته توجّه كرد كه فقط به عنوان كتاب مقدّس به آن نگاه نكنيم؛ بلكه قرآن كريم، علمىترين و تخصّصىترين و بىنظيرترين كتاب در باب انسان است. آياتش از سوى كسى براى ما فرستاده شده كه همه ذرّات وجود ما و ذرّات اين عالم را و به طور كل، تمام موجودات و مخلوقات اين عالم را خلق كرده است. اتمها و الكترونها، انسانها، گياهان و حيوانات را او خلق كرده است، ستارهها و كيهانها و كهكشانها را او خلق كرده و همه را او اداره مىكند؛ از آغاز ما و از وضعيّت فعلى ما و انجام امور ما آگاهى دارد و بهتر از هر كس ديگرى ما را مىشناسد. قرآن كريم مىفرمايد:
«رَبُّكُمْأَعْلَمُ بِكُمْ؛[١] پروردگار شما از خودتان و از هر كس ديگر به شما آگاهتر است.» پس وقتى ما مىگوييم قرآن كريم درباره ما اينگونه مىگويد اينطور نيست كه منظور اين باشد كه نظريّاتى در اين باب وجود دارد و يكى از اين نظريّات، قرآن است يا ساير فرمايشها مثل فرمايشهاى معصومان (ع) را با نظريّات ساير دانشمندان يكى دانست؛ بلكه بايد آن نظريّات را با قرآن سنجيد و قرآن را مبنا قرار داد. قرآن، ملاك تشخيص علمى بودن يك نظريه درباره انسان و جهان است. در قرآن كريم خداى تبارك و تعالى براى ما دو منشاء ذكر مىكند، منشاء مادّى و دنيايى و دومى منشأ ماوراى دنيا و طبيعت. قرآن كريم جنبه مادّى و زمينى آدمى را از اجزا و موادّ مختلفى مىداند: آب، خاك، گِل، نطفه، لجن، «إِنِّيخالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ؛[٢] من بشرى را از گِل مىآفرينم.» گِل تركيبى از آب و خاك است. اگر دقّت كرده باشيد، مىفرمايد: «إِنِّيخالِقٌ بَشَراً»[٣] آن جنبه پوست و ظاهر انسان را مىگويد؛ يعنى من يك ظاهرى از انسان به همين شكل انسانى از گل خلق مىكنم، بعد مىفرمايد: «فَإِذاسَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ»[٤]. هنگامى كه جهاز وجودى او را تسويه كردم، بدن او كامل شد «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» از روح خودم در انسان دميدم. سپس از فرشتگان خواستم كه آن موقع به او سجده كنند؛ پس خداوند از دو تركيب ياد مىكند؛ يك تركيب، تركيب گلى و طينى انسان است، كه جنبه بشرى و بدنى ما را شامل مىشود و دوم روح خدا. حالا كه روح خدا بر او دميده شد، انسان ارزش سجده ملائكه را پيدا مىكند؛ يعنى وقتى من