ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٥ - فاطمه، فاطمه است
داخلى، در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعهاش، در انديشه، رفتار و زندگىاش، چگونه بودن را به زن پاسخ مىداد.
نمىدانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
در ميان همه جلوههاى خيره كننده روح بزرگ فاطمه (س)، آنچه بيشتر از همه براى من شگفتانگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و همپرواز روح عظيم على (ع) است.
او در كنار على (ع) تنها يك همسر نبود، كه على (ع) پس از او همسرانى ديگر نيز داشت. على (ع) در او به ديده يك دوست، يك آشناى دردها و آرمانهاى بزرگش مىنگريست و انيس خلوت بىكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايىهايش.
اين است كه على (ع) هم او را به گونه ديگرى مىنگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه (س)، على (ع) همسرانى مىگيرد و از آنان فرزندانى مىيابد؛ امّا از همان آغاز، فرزندان خويش را كه از فاطمه (س) بودند از فرزندان ديگرش جدا مىكند. اينان را بنىعلى مىخواند و آنان را بنىفاطمه.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم على (ع)، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر (ص) نيز ديديم كه او را به گونه ديگر مىبيند. از همه دخترانش تنها به او سخت مىگيرد، از همه تنها به او تكيه مىكند. او را- در خردسالى- مخاطب دعوت بزرگ خويش مىگيرد.
نمىدانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟
خواستم از بوسوئه تقليد كنم، خطيب نامور «فرانسه» كه روزى در مجلسى با حضور لويى، از مريم (س) سخن مىگفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم (س) داد سخن دادهاند.
هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكّران ملّتها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم (س) را بيان كردهاند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم (س) همه ذوق و قدرت خلّاقهشان را به كار گرفتهاند.
هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهرهنگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم (س) هنرمندىهاى اعجازگر كردهاند.
امّا مجموعه گفتهها و انديشهها و كوششها و هنرمندىهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين كلمه نتوانستهاند عظمتهاى مريم (س) را بازگويند كه: مريم (س)، مادر عيسى (ع) است.
و من خواستم با چنين شيوهاى از فاطمه (س) بگويم. باز درماندم.
خواستم بگويم، فاطمه (س) دختر خديجه بزرگ است.
ديدم فاطمه (س) نيست.
خواستم بگويم كه فاطمه (س)، دختر محمّد (ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه فاطمه (س)، همسر على (ع) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه فاطمه (س)، مادر حسين (ع) است.
ديدم كه فاطمه (س) نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه (س)، مادر زينب (س) است.
باز ديدم كه فاطمه (س) نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.