لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٨٠١ - باب الفروض على الجوارح
متواتر شد و معلومت شد يا براهين آنها را بدل يافتى پس اگر نديده باشد يا نشنيده باشد يا ندانسته باشد چشم گويد نديده بودم و گوش گويد نشنيده بودم و دل گويد كه اعتقاد نداشتم و اگر معلومش باشد چشم گويد كه معجزات ديدم يا گوش گويد كه مرا علم به همرسيد از راه تواتر يا غير آن مثل آن كه از معصوم شنيده باشد، يا دل گويد كه مرا از راه دليل و برهان معلوم شده بود از اين جهت زبان به آن متكلم شد چون غالبا علم از اين راهها حاصل مىشود و مستحق ثواب خواهد بود و به مراتب عاليه بهشت خواهد رسيد، و اگر او را علم بهم نرسيده باشد و به آن عمل كرده باشد يا اعتقاد كرده باشد معذّب خواهد شد به سبب مخالفت الهى، ديگر حق سبحانه و تعالى مىفرمايد يعنى اگر نه اين بود كه فضل و رحمت الهى شامل حال شما باشد هر آينه به شما مىرسيد به سبب افترا عذاب عظيم به سبب آن كه از زبان يكديگر مىشنيديد و نقل مىكرديد چيزى را كه به آن علم نداشتيد و مىپنداشتيد كه سهل است و حال آن كه نزد حق سبحانه و تعالى گناه عظيم بود.
بدان كه ظاهر آيه در افتراء بر عايشه نازل شده است به سبب آن كه عقد حمايل خود را در منزلى از منازل در وقتى كه به قضاى حاجت رفته بودند انداخته بود، و چون مىرود كه آن عقد را بجويد شتر دار به گمان آن كه عايشه در كجاوه است شتر را مىبرد و چون عايشه بر مىگردد مىبيند كه همه رفتهاند و صفوان از عقب بوده است مىرسد و مىيابد كه عايشه مانده است از شتر به زير مىآيد و او را سوار مىكند و سر شتر را مىكشد و قبل از آمدن او كه شتر مىخوابد مىبينند كه عايشه در كجاوه نيست حضرت سيّد الأنبياء ٦ كسى مقرّر مىفرمايند كه بطلب او برود كه ناگاه مىبينند صفوان مىآيد و عايشه را مىآورد منافقان با جمعى از مسلمانان شروع در