لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٢٢ - زيارة جامعة لجميع الائمة صلوات الله عليهم
خلق را دعوت نموديد به راه حق سبحانه و تعالى از روى حكمت و مواعظ نيكو، تا آن كه صد هزاران هزار از كفار و منافقان را به راه عبادت و طاعت و معرفت و علم و حكمت در آوريد بعد از آن كه بنى اميّه دين اسلام را مندرس گردانيده بودند و شعاير كفر را ظاهر كرده بودند.
و جانهاى خود را فدا مىكرديد در طلب رضاى الهى مثل خروج حضرت امام حسين صلوات اللَّه عليه كه يزيد كافر اراده داشت كه بالكليّه اسلام را زايل گرداند مرتبه مرتبه و سنت مشايخ ثلاثه در ترويج بود كه بيعت بهر كه كنند امامست، و خلايق در جهالت و ضلالت بودند تا چون آن حضرت شهيد شد اهل مدينه دانستند مفسده اين بدعت را همه اقاله نمودند از اين بيعت الا عبد اللَّه عمر كه او مردمان را امر مىكرد به بيعت يزيد و عدم اقاله از بيعت، چنانكه در صحاح سته ايشان مذكور است تا آن كه لشكر فرستاد و اهل مدينه مشرفه را قتل عام نمودند سه روز، و زنان ايشان را اسير كردند تا آن كه خود نقل كردهاند كه اذان روز نسب بر طرف شد مگر بنى هاشم كه همه در پناه حضرت سيد السّاجدين در خانه آن حضرت صلوات اللَّه عليه بودند، و حق سبحانه و تعالى شامى را مسخره كرده بود كه در آن سه روز حفظ خانه آن حضرت مىكرد، و چون روز چهارم قتل برطرف شد حضرت سيد السّاجدين زر
(يعنى طلا)
اين جميع ايشان را از جهة آن شامى فرستاد او قبول نكرد كه يا ابن رسول اللَّه غرض من شفاعت شماست در روز قيامت غرض مرا مغشوش مگردانيد.
حضرت فرمودند كه شفاعت بحال خود است خواهيم كرد و ما اهل بيت چيزى را كه داديم قبيح مىدانيم پس گرفتن آن را شامى قبول كرد، و چون اينها واقع شد حجّت بر عالميان تمام شد، و اكثر از بيعت آن ملعون