لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٢١ - زيارة جامعة لجميع الائمة صلوات الله عليهم
بشبهات واهيه بديهى البطلان اگر چه دلايل عقليه تجرد نفس و وجود ساير مجردات نيز تمام نيست، و ليكن تجرد و وجود مجردات را نيز نفى نمىتوان كرد لهذا حق سبحانه و تعالى نهى فرموده است از تعمق در اين مسأله چنانكه ظاهر «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ» است يعنى يا محمّد ترا سؤال مىكنند از روح بگو روح از امر پروردگار من است و شما را ندادهاند از علم مگر اندكى.
و اكثر محققين ذكر كردهاند كه عالم امر عالم مجرّداتست كه بى ماده و مدّت موجود شدهاند بلفظ كن به قرينه آن كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ به قرينه مقابله عالم امر با عالم خلق، و به قرينه تعلق نفس ناطقه به بدن كه فرموده است بعد از تسويه بدن در رحم از نطفه، و علقه، و عظام، و لحم ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ اگر چه تفاسير ديگر كردهاند و ليكن اظهر تجرّد است و ظهور منافات با احتمال ندارد.
و كسى كه تدبّر نمايد در آيات و اخبار البته جزم بهم مىرسد او را و وجوه عقليه مؤيّد مىتواند بود، اما اين مسأله نيست كه واجب باشد دانستن آن مگر به اعتبار آن كه ظاهر قرآن و اخبار متواتره بر آن وارد شده است و واجبست اعتقاد به ظواهر قرآن و احاديث متواتره مگر آن كه برهان عقلى قائم شود بر نفى آن ظاهر.
و با احكام و اتقان گردانيديد عهد و پيمان الهى را از خلايق در اطاعت و فرمان بردارى حق سبحانه و تعالى يا در اعتقاد به طاعت و عبادت او تعالى شانه.
و نصيحت و موعظه گرديد خالصا للّه خلايق را در آشكار و پنهان، و