لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٢٠ - زيارة جامعة لجميع الائمة صلوات الله عليهم
سيد المرسلين ٦ بود و معجزات باهره از ايشان ظاهر شده بود هر چه مىفرمودند نزد مؤمنان بمنزله عيان بود و ايشان فرمودند كه شما عهد كرديد در روز
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ، و محمّد نبيّكم، و عليّ أميركم، و الائمّة من ولده ائمّتكم
و گفتيد بلى تا در روز قيامت نگوييد كه ما غافل بوديم، و كسى تذكير ما نكرد.
و در بعضى و وكّدتم است و بتشديد و تخفيف هر دو جايز است، يعنى مبالغه نموديد يا تازه كرديد عهد و پيمان أ لست را بانكه مرتبه ديگر از ايشان عهد و پيمان گرفتيد، يا تاكيد كرديد عهد و پيمان حضرت سيد المرسلين ٦ را با عهد و پيمان أ لست با عهد و پيمان انبياء سابقين صلوات اللَّه عليهم اجمعين، چنانكه حق سبحانه و تعالى در قران مجيد در اخذ عهود انبيا از امم خود در بسيار جائى در قرآن مجيد ياد فرموده است اگر چه معتزله در همه جا منكر قرآنند و تاويلات ركيكه كردهاند حتى آن كه بعضى از قدما شيعه بر مذهب اعتزال بودهاند، و انكار مجرّدات كردهاند، و نفس ناطقه را مجرّد نمىدانستهاند كه اگر مجرّد باشد شبيه واجب الوجود خواهد بود چنانكه صوفيه مىگويند «كه اگر ممكن موجود باشد شريك حق سبحانه و تعالى خواهند بود در وجود» و اين معنى بسيار عجيب است از فضلا چه نسبت است ممكن را با واجب بالذات، و چه نسبت است وجود و تجردش با وجود و تجرّد واجب الوجود مجرّد من الجميع الوجوه و سخن صوفيه از قبيل مجاز معقول است كه وجود ممكن چون ممكن است مثل ذات او و از غير است پس خود وجود ندارد و بمنزله عدم است مثل ساير استعارات و مجازات ايشان نه آن كه از قبيل سوفسطائيه قايلند به نفى وجود كل موجودات كه همه خيال است