لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧١٥ - زيارة جامعة لجميع الائمة صلوات الله عليهم
ديدم كه گفت اگر كتاب الفين، و زيارت حسين صلوات اللَّه عليه نمىبود هر آينه فتاى مرا هلاك مىكرد.
و با نهايت احتياطى كه آن فريد دهر نموده است و اكثر اوقات فيه اشكال مىگويد، و ليكن اگر تدبّر مىنمودند بيش از آن كه فرمودهاند بهتر مىبود، و ليكن مطلوبش كثرت تصانيف بوده است، چون جمعى از عامه كثرت نصانيف فخر رازى و امثال او را حجّت حقيّت مذهب شوم خود مىدانستند هر چند تصانيف فخر كه به آن مفتخرند بغير از شكوك و اوهام نيست، بلكه اگر كسى مطالعه كند اربعينى كه از جهة هدايت پسرش تصنيف كرده جزم خواهد كرد كه هيچ مذهب نداشته است و با وجود آن كه در اصول دين مذهب ندارد در يكى از تصانيف شوم خود ذكر كرده است كه على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه فرموده است كه «سلوني عما دون العرش» من كه بنده از بندگان ابو بكر مىگويم كه «سلوني عما فوق العرش» و نمىفهمد آن كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه باين عبارت فرمودهاند غرض آن حضرت اينست كه چون كسى به حقيقت ذات مقدس نرسيده است بلكه نهى از تفكّر و تعمق در آن وارد است در صحاح عامه و خاصه بطرق متواتره، و در عرف منتهى مخلوقات عرش است غرض است كه حقايق ممكنات همگى مكشوف من است از همه جواب مىگويم، اما از ذات مقدس مپرسيد و مراد از اين عبارت: عن العرش و ما دونه است، يا آن كه همه كس به حقيقت عرش نمىتواند رسيد چنانكه سابقا مذكور شد كه عرش را بر معانى بسيار اطلاق مىكنند و در هر جائى معنى خاصى دارد و بعضى از آن معانى را: فضلا نمىتوانند فهميد عوام عرب چگونه تصوّر آن توانند كرد، با آن كه اين گفتن او محض كفر و كفر محض است چون خود متواترا روايت