قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٨ - تنبيه بدنى زن
ولى با اندك تأمل در كتب تفسير و سيره و سخنان فقها در اين باره، روشن مىشود كه چنين نيست. زن در دوران جاهليت در سطحى بسيار پايين قرار داشت و اسلام آمد تا دست او را بگيرد و به بالاترين مراحل والاى انسانى شايستهاش برساند، اما آيا اين دگرگونى اساسى، ناگهانى و بدون چارهانديشى و مقدمهچينى، ممكن بود؟ يا نياز به زمان و سير تدريجى داشت؛ تا اين خشونت شعلهور را به ملايمت و مهربانى نرم بدل سازد؟ كارى كه پيمودن مسير دشوار آن، اندكى همراهى با قوم را ايجاب مىكرد تا آگاهسازى آنها ممكن شود يا زمينههاى آگاهى در آنها ايجاد شود و بتوانند به فطرتهاى اصل انسانى خويش بازگردند.
اين چنين اسلام در آغاز كار، در برخى از رسوم- كه سخت بر آنها حكمفرما بود- با ايشان همنوا شد و در مسير اين همراهى و همنوايى، دميدن ساز ملايمت و خشونتگريزى را در خاطر ايشان، آغاز كرد تا دلهايشان رام گردد و راه درست را دريابند و خود، اندك اندك از زشتكارىها- كه در گذشته آنها را به دنبال خود مىكشيد- دست بردارند.
اسلام اين سياست و تدبير را براى بسيارى ديگر از رسوم جاهلى- كه تنها بر عرب نيز حكمفرما نبود- در پيش گرفت؛ رسومى كه ريشه كن كردن آنها نيازمند فرصت و زمانى كوتاه يا طولانى و چارهانديشىهاى اساسى بود. در اين باب مىتوان مسئله بردهدارى را نمونه آورد كه اسلام در آغاز، با آن همراه شد. بردهدارى بر جهان آن روز حكمفرما بود و برده كالاى تجارى با اهميتى شمرده مىشد و رويارويى با آن، بدون آماده سازى مقدمات، ممكن نبود، اما اسلام در برابر آن ايستاد، ولى نه علنى و صريح، بلكه با خاستگاههاى فراقومى آن مبارزه كرد و راههاى مشروعيت آن را بست؛ به جز راه چيره شدن بر محاربان در ميدان جنگ.
اين استثنا نيز تنها شركتكنندگان در نبرد بر ضد اسلام را شامل مىشد؛ نه ديگران و نه زنان و كودكان و سالخوردگان، از اين رو اسلام به گونه قاطع، هر گونه امكان