قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣ - «ذلك الكتاب لا ريب فيه»
آرى، اينچنين بىهيچ دليل و برهان، درباره وى گمان بردهاند كه در اين زمينه، به تفصيل سخن گفتهايم.[١] ٢. برخى ديگر قرآن را متأثر از محيط و فرهنگ جاهلىِ حكمفرما بر آن زمان پنداشتهاند؛ به گمان آن كه در قرآن، بسيارى از رسوم و عادتهاى منسوخ كه آن روز در ميان عرب و بلكه بشريت معمول بود، ديده مىشود، پس قرآن در بسيارى از برنامهها و آموزههاى خود، آن رسوم جاهلى را كنشمندانه پذيرفته است؛ رسومى كه گاه، خشن و غير انسانى و گاه، نابخردانه و ناسازگار با خرد متعالى كاروانِ پيشرو بشرى مىنمايد. در اين ميان برخى از قوانين جنايى و جزايى اسلام را نيز دليل بر اين خيالپردازىها گرفتهاند.
٣. گروهى نيز برخى از آيهها را تناقض نما پنداشتهاند؛ كه اگر از نزد خدا بود چنين چيزى در قرآن ديده نمىشد. اينان با محاسبات خود بدين نتيجه رسيدهاند اما دقيق نسنجيدهاند.
٤. برخى نيز به خيال خام خود اشتباههاى تاريخى، ادبى و علمى را در قرآن محتمل دانستهاند.
٥. گروهى نيز احتمال تحريف در متن قرآن را دادهاند؛ كه حجيت و اعتبار آن را زير سؤال مىبرد و استناد بدان را ناممكن مىسازد؛ البته تنها از نظر اين ظاهر گرايان نقلگرا و عقل گريز.
اين شبهات و ديگر وسوسههاى شيطانى است كه پيرامون اين كتاب استوار الهى بافتهاند؛ كتابى كه «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»[٢].[٣]
[١] . بنگريد به: نقد شبهات پيرامون قرآن كريم، فصل اول.
[٢] . فصلت، ٤٢.
[٣] . براى آگاهى از پاسخ اين شبهات، رجوع كنيد به نقد شبهات پيرامون قرآن كريم.