قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٥ - دو نكته
در اين جمله، برادرى بنيادين ميان ارباب و بردهاش اعلام شده است؛ چيزى كه هرگز، منطق بشرى آن روز، آن را بر نمىتابيد، اما اسلام آن را يك قانون قطعى قرار داد.
در كتاب مسائل على بن جعفر (شامل پرسشهاى وى از برادرش، امام كاظم عليه السلام) آمده است:
آيا انسان مىتواند غلام خود را برادر يا فرزند خود بخواند؟ امام فرمود: «اشكالى ندارد.»[١]
يعنى پس از اعلام قانون برادرى در اصل نسب، ديگر جاى تشويش ندارد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى مراعات بيشتر احساسات بردگان مىفرمايد:
كسى از شما نگويد: «اين بنده من است و اين كنيز من»، بلكه بگويد:
«اين جوان من است و اين دختر من.»[٢]
ابوهريره خطاب به مردى سواره كه بندهاش پياده در پى او بود، به اين روايت استناد كرد و گفت: «او را پشت سر خود سوار كن كه او برادر تو و جانش چون جان توست.»[٣]
اسلام بر مالكان واجب كرده است كه ميان خود و بردگانشان، برابرى را رعايت كنند و خود را برتر از ايشان ندانند.
معرور بن سويد اسدى كوفى- كه از بزرگان تابعين است- گويد:
در ربذه بر ابوذر وارد شديم و ديديم كه بر دوش او جامهاى (بُرد) است و بر دوش غلام او نيز مانند آن. گفتيم: «كاش با پول اين دو جامه، يك جامه بهتر (حلّه) براى خود مىگرفتى و او را لباس ديگرى
[١] . بحار الانوار، ج ١٠، ص ٢٨٦؛ مسائل على بن جعفر، ص ١٨٨؛ وسائل الشيعه، ج ٢٣، ص ١٢٤.
[٢] . مسند احمد، ج ٢، ص ٤٢٣، در چند روايت. نيز بنگريد به: صحيح بخارى، صحيح مسلم و ديگر منابع.
[٣] . احياء علوم الدين، ج ٢، ص ٢٢٠.