درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٥ - معاد جسمانى و روحانى

بر حسب كريمه‌ يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً و مستند بقوه و نيروى عامله و تخيل او نخواهد بود و نسبت به بدن مثالى برزخى از نظر اينكه در حال استقلال خود كاملا توجه به همه سراير درونى خود دارد از جمله صورت بدن مثالى برزخى خود كه روح حامل آنست بطور تخيل ثابت و دائم واجد آنست همان بدن مثالى قائم بنيروى خيال ظاهر سيرت و باطن انسانى است در نشئه برزخ خود را معرفى مى‌نمايد.

هم چنان كه خود بدن مثالى و سيرت خود را بآن مى‌يابد ساير افراد اهل برزخ نيز او را بهمان روح با صفاء و بدن مثالى او را مى‌شناسند و در مورد اهل ايمان نهايت صفاء و سرور و نورانيت تمثل مى‌يابد بدون اينكه ساير افراد بر سرائر نهفته و درون او آگهى بيابند و گر نه لازم مى‌آيد كه هر فردى از اهل ايمان بر اسرار ساير افراد احاطه بيابد بلكه فقط از روح و بدن مثالى كه قائم بنيروى تخيل او است شخص و نورانيت و صفاء او را مى‌فهمند و مى‌شناسند.

خلاصه بدن مثالى برزخى عبارت از بدنى است كه روح خود را در نشئه برزخ بآن صورت مثالى مى‌يابد و خود را معرفى مى‌نمايد هم چنان كه در دنيا خود را با بدن عنصرى مى‌يافت و معرفى مى‌نمود گرچه به حقيقت بدن عنصرى قائم بنفس و روح عاقله او بوده است ولى در نشئه برزخ بدن مثالى قائم بنيروى تخيل بطور دايم بوده و ظهور خواهد داشت.

و يا گوئى روح هنگام مرگ بدن عنصرى خود را بكنارى خواهد افكند ولى صورت خيالى و علمى بدن خود را واجد خواهد بود و نظر بآن كه نشئه برزخ عالم شهود است روح نيز خود را بهمين بدن مثالى كه در روح متمثل است معرفى مى‌نمايد و نيروى خيال و بدن قائم بخيال نيز بتمام معنى ظهور دائم خواهد داشت هم چنان كه در عالم دنيا ماده و بدن عنصرى عضويت داشته و معرف روح و نفس انسانى بوده بهمين قياس روح با بدن مثالى قائم بنيروى خيال و علمى مثالى‌