درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٦ - معاد جسمانى و روحانى
بهشتى خواهند داشت و نبايد اهل ايمان ساكن جوار رحمت را در احاطه شهودى و علمى قيامت به افراد بشر عادى در دنيا قياس نمود كه فرمود لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ بلكه اهل ايمان كامل ساكن جوار رحمت يفقهون تسبيحهم چه از لحاظ كمال وجود نعمتهاى و موجودات عالم قيامت و بهشت و چه بلحاظ كمال وجودى اهل ايمان ساكن جوار رحمت.
در نتيجه اين استفاده موجودات و نعمتهاى عالم قيامت داراى حيات تسبيحى و تنزيهى ساحت كبريائى خواهند بود بطورى كه همه افراد اهل ايمان ساكن جوار رحمت حيات و شهود و تسبيح موجودات و نعمتهاى بهشت را بطور دائم مىشنوند و مىفهمند با اينكه موجودات عالم قيامت نورانى و متحيّز و قائم بالذات و نيز قائم ساكن جوار رحمت خواهند بود يعنى موجودات و نعمتهاى بهشتى موجودات قائم بخود و داراى حد وجودى نفسى و مستند بقيوم كه ساكن جوار رحمت باشد و از اشعه قدرت و اراده اهل ايمان خواهد بود.
بعبارت ديگر از نظر اينكه اهل ايمان كامل ساكن جوار رحمت مقام علمى و شهودى آنان مانند مقام داود پيامبر عليه السّلام است كه تسبيح كوهها و سنگ و طيور را مىشنيد و همه با نغمه او هم آهنگ بودند بهمين اساس ساكنان جوار رحمت در بهشت تسبيح و ثناء همه موجودات و نعمتهاى بهشتى را هر لحظه مىشنوند و مىفهمند و مىيابند.
از اين تعريف استفاده شد كه قول باينكه حيات عالم آخرت و بهشت وابسته باينست كه عالم ادراكى باشد و متحيز و قائم بخود نعمتها هم چنان كه بعض اكابر فلاسفه از قدماء و متأخرين گفتهاند قابل انتقاد است.
هم چنان كه گفته شد منادى الاكوان في عالم الجنان انما هى الامور الادراكية و الجهات الفاعلية و لا دخل للمواد و الاسباب القابلية لان وجود الاشياء هناك وجود صورى من غير مادة و لا حركة و لا انفعال و تجدد و انتقال.