درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٤ - بر اساس نظام طبع نمىتوان بر نظام شهود احاطه يافت
و خاطرات گذشته بفهمد و حاضر نمايد در ذهن و خاطر خود آنچه را او متوجه شده و يا عملى باو استناد داشته باشد و يا با آنها مواجه شده و از خود عكس العملى داشته در نتيجه بر حسب طبع بشرى محال است كه هر فردى بطور عموم حالات و خاطرات و اعمال قلبى و عقيدتى و فكرى و جوارحى و يا جانحى خود را بخاطر بياورد گرچه نهايت دقت و تفكر نمايد تا چه رسد بحوادث و سرگذشتهاى بىنهايت و بىحساب در دوره دامنهدار زندگى خود و به هيچ برهان و دليل نمىتوان ايثار نمود كه هر فردى از بشر و طبقات مختلف بشر هنگام مفارقت روح از بدن تمام حركات و حالات و خاطرات و اعمال جوارحى و قلبى و فكرى گذشته در مدت زندگى خود را بخاطر داشته و صورت علمى و عقيدتى و يا صورت عملى روح او باشد.
و نيز همه آن خاطرات را بطور شهود مثالى براى هميشه در روان خود حاضر داشته بطورى كه لحظهاى از كوچكترين خاطره غفلت ننمايد و از صورت علمى او محو نشود و يا در مدتى كه در عالم برزخ بسر ميبرد و هم چنين در عالم قيامت و آخرت همه آن معلومات و خاطرات را بطور دائم و فعلى و ابداعى نه بتدريج بلكه همه آن امور جزئيه بىنهايت و بىحساب را حاضر بطور شهودى دفعى و ابداعى واجد و صورت علمى و خاطرى او باشد كه نيز غير قابل تحول و تبدل باشد و همان طور نسبت بمعلومات و صور علميه و عقليه و عقيده و كليه علوم صورت روانى و ذاتى است و لحظهاى زوال پذير و يا تحول پذير نباشد.
بهمين قياس همه امور جزئيه و اعمال و رفتار و حركات خارجيه و جانحيه و ساير خصوصيات هر يك بخصوص از لحاظ مكان و زمان و ساير مقتضيات و لوازم تشخصى كه هر يك از حوادث و لوازم تشخصى آنها را نمىتوان حال عمل احراز نمود و زياده بر حدود قدرت و توان بشرى است.
زيرا هر عمل جوارحى زمانى و يا جانحى غير زمانى حدود و مشخصات و لوازم شخصى داشته كه زياده بر تصور است چگونه مىتوان از طريق برهان كه بر اساس نظام طبع است همه اين امور جزئيه نامتناهى را بدين شهود كامل براى