امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ٩٧ - ميرزا محمدتقى حجه الاسلام «نيّر»
الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»؛ ٦- صحيفه الابرار؛ ٧- مفاتيح الغيب؛ ٨- الفيه در طرائف؛ ٩- علم الساعه؛ ١٠- لمح البصر؛ ١١- نصره الحق.
مرحوم آقابزرگ تهرانى در نقباء البشر سه كتاب ديگر را نيز به وى نسبت داده است:
١- شرح حديث «أنا النقطة تحت باء بسم اللّه»؛ ٢- كشف السبحات؛ ٣- العروس.[١]
وى در مورد وداع امام حسين (ع) در لحاظات آخر در كربلا و سخنانى كه به امام سجاد (ع) فرموده اند چنين مى سرايد:
|
توصيت را آن شهنشاه حجاز |
حقه لب بر تكلم كرد باز |
|
|
چون سخن با اهل بيت راد كرد |
رو به سوى خواجه سجاد كرد[٢] |
|
|
گفت كاى فرزانه فرزند مهين |
طاعتت را گردن امكان رهين،[٣] |
|
|
چونكشممن رخت از اين دير كهن |
هين تويى گنجور علم مِن لَدن[٤] |
|
|
هرچه ميراث نبوت، زان توست |
ملكهستى جمله در فرمان توست |
|
|
دست، دست توست در ملك وجود |
اى به صلب بو البشر سرّ سجود[٥] |
|
|
اى به بيماران، دم پاكت شفا |
چون شوم من كشته از تيغ جفا، |
|
|
اين غريبان را ببر سوى وطن |
زان سپس گو با رسول مؤتمن،[٦] |
|
|
يا رسول اللّه حسينت كشته شد |
پيكر پاكش به خون آغشته شد |
|
|
خواهران و دخترانش شد اسير |
چون پرى در دست ديوان شرير |
|
|
كوفيان از گُلشنت بهر نظر |
بارها بستند از گلهاى تر |
|
|
جاى آن سر كز كنارت دور شد |
گهبه ديرو گهبه بزم سور شد ...[٧] |
|
[١] - همان، ج ١، ص، ١٤- ١٦.
[٢] - امام حسين( ع)، او[ حضرت سجاد( ع)] را به سينه چسباند و فرمود:« پسرم! تو پاكترين و بهترين ذريه و عترت منى. تو جانشين من بر اين بانوان و كودكان غريب و يتيم و مظلوم هستى. از آنها كه در چنين رنجى شديد در برابر شماتت دشمن قرار گرفتهاند، سرپرستى كن و مونسشان باش. ايشان هيچ مردى غير از تو ندارند. به آنها مهربانى كن.» سپس به آنها فرمود:« هو إمام مفترض الطّاعه»،« او امامى است كه طاعتش واجب است.»( روايت كربلا، ص. ١٨٢ به نقل از معالى السبطين، ج. ٢، ص. ٢٢)
[٣] - رهين: مرهون، گرو گذاشته شده.
[٤] - علم من لدن: در اينجا اشاره به علم قرآنى و علم لدنى است كه بىواسطه و با الهام الهى به دست مىآيد. اشاره است به سوره مباركه نمل آيه- ٦-« وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ»،« اى رسول! حقّا كه تو آيات قرآن را از سوى خداى داناى حكيم دريافت مىكنى.»
[٥] - ر. ك. به پانوشت بيت ٧٩٥.
[٦] - مؤتمن: امين، مورد اطمينان.
[٧] - ديوان نير، نويسنده، حجه الاسلام، محمد تقى، ناشر، موسسه فرهنگى مطالعاتى شمس الشموس، تهران، ١٣٨٦، جلد ١، ص ٧٨- ٧٩.