امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٦٠ - استاد على اكبر خوشدل تهرانى
قبل از فوتش منتشر شد؛ گلشن خوشدل، عمدةالاسرار و ديوان غزليات از جمله آثار اوست. وى سرانجام در دوم مهر ماه ١٣٦٥ در ٧٢ سالگى درگذشت و در آستانه شيخ صدوق در رى مدفون شد.[١]
وى در مقدمه ديوان خويش در بيان افتخاراتش در عرصه شاعرى مى نويسد كه «هيچ ديوانى در اين قرن بقدر ديوان حقير ترويج از حقايق احكام نورانى اسلام ننموده؛ تنها كافيست كه بگويم بعدد سال عمرم براى چهارده معصوم هريك ٧١ قصيده سروده و از علماى واقعى و عرفاى حقيقى كمال تجليل و احترام را نمودهام ...».[٢]
وى در قالب مثنوى از بزرگوارى امام سجاد (ع) و برخورد سخاوتمندانه وى با مردى جسور سخن به ميان آورده و چنين مى نويسد:
|
امام چارمين سلطان سجاد |
گذارش در رهى بر مردى افتاد |
|
|
چه مردى زشتگوى و زشترائى |
ز فرط بينوائى ژاژ خائى |
|
|
چو از رنج تهيدستى بجان بود |
بشهگفتآنچهخود لايق بدان بود |
|
|
مريدان ولى اللّه اعظم |
شدندى بهر تأديبش مصمم |
|
|
و ليكن شه بآنان اسكتو گفت |
بجاى گفتِ زشتِ او، نكو گفت |
|
|
بفرمودش كه اى جان برادر |
چه ميخواهى كه تا سازم ميسّر |
|
|
گرت وام است گو سازم ادايش |
وگر درديست تا جويم دوايش |
|
|
برآرم از عنايت حاجت تو |
برم از دل غبار محنت تو |
|
|
زبانت را باحسان قطع سازم |
نه با شمشير برّان قطع سازم |
|
|
كه من پور امير المؤمنينم |
حمايت از ضعيفانست دينم |
|
[١] - ديوان خوشدل تهرانى، نويسنده، خوشدل تهرانى، علىاكبر، به كوشش، كرمى، احمد، جلد: ١، ناشر، نشر ما، محل نشر، تهران، سال نشر، ١٣٧٠.
[٢] - ديوان خوشدل تهرانى، نويسنده، خوشدل تهرانى، علىاكبر، به كوشش، كرمى، احمد، جلد: ١، صفحه، ٨( مقدمه)، ناشر، نشر ما، محل نشر، تهران، سال نشر، ١٣٧٠.