امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٣٦ - حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى «مفتقر»
وى در ادبيات عرب نيز استاد بود، از آثار منظوم او در عربى كه به صورت قصيده انشاء شده بود اكنون چيزى در دست نيست ولى ديوان فارسى او مشحون از مدايح اهل بيت (ع) و غزلهاى عرفانى است.
تأليفاتش عبارتند از: «حاشيه بر كفاية الاصول»، «حاشيه بر مكاسب»، «رسالهاى در اجتهاد و تقليد». «رسالهاى در طهارت»، «نماز جمعه»، «نماز مسافر» و... علاوه بر آن تأليفاتى به نظم دارد: منظومهاى در ٢٤ رجز در مدح رسول اللّه و مراثى اهل بيت (ع)، منظومهاى در روزه، منظومهاى در اعتكاف، ديوان شعر فارسى و غزلهاى عرفان، ديوانى در مدايح و مراثى اهل بيت (ع).[١]
او نيز به زيبايى مقام والاى حضرت امام سجاد (ع) را به تصوير كشيده و مى نويسد:
|
ترسم كه بر صحيفهى امكان قلم زنند |
گر ماجراى كرب و بلا را رقم زنند |
|
|
گوشفلكشود كر و هوشملك ز سر |
گر نغمهاى ز حال امام امم زنند |
|
|
زان نقطهى وجود حديثى اگر كنند |
خطّ عدم به ربط حدوث و قِدَم زنند |
|
|
آنرهبرِ عقولكه صد همچو عقل پير |
در وادى غمش نتوان يك قدم زنند |
|
|
ماء معين چو زهر شود در مذاق دهر |
گر از لبان تشنهى او لب بهم زنند |
|
|
وز شعلهى سرادق گردون قباب او |
بر قبّهى سرادق گردون علم زنند |
|
|
سيلسرشكو اشكدمادم روان كنند |
گر ز اشك چشمِ سيّد سجّاد دم زنند |
|
|
تا حشر دل شود به كمند غمش اسير |
گر ز اهلبيتاو سخناز بيش و كم زنند |
|
|
كلك قضاست از رقم اين عزا كليل |
لوحقدر فرو زده رخساره را به نيل[٢] |
|
[١] - دانشنامهى شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم، محمد زاده، مرضيه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، ١٣٨٦، جلد ٢، ص ١٠٧٣.
[٢] - همان، جلد ٢، ص ١٠٧٨- ١٠٧٩.