امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٥٢ - استاد جلال بقايى نايينى
استاد جلال بقايى نايينى
جلال بقايى نايينى، فرزند مصطفى، در سال ١٢٨٧ هجرى شمسى در نايين چشم به جهان گشود، تحصيلات ابتدايى را در مكاتب قديمه آن شهر فراگرفت و از آن پس به تحصيل علوم عربيه پرداخت و در كنار آن زبان فرانسه را نيز آموخت، سپس به مطالعه دواوين شعر و ادب فارسى پرداخت، آنگاه به استخدام وزارت ماليه (دارايى) درآمد و مدت چهل سال به خدمات ادارى در وزارت دارايى اشتغال ورزيد تا بازنشسته گرديد. از بقايى دو اثر طبع و نشر يافته: يكى «تذكره سخنوران نايين» و ديگر مجموعه اشعارش به نام «پرتو انديشه».[١]
او نيز در غزلى كه به وقايع شام و كوفه اشاره دارد درباره امام سجاد (ع) چنين مى نويسد:
|
جزحسينبنعلىكيست- كهدر راهخدا |
آنچه او را به جهان هست ميسر بدهد؟ |
|
|
پى اثبات حقيقت پسر بيمارش |
رود و داد سخن بر سر منبر بدهد |
|
|
تختو گاه اموى را كه بود كوه گران |
پر كاهى كند و در دم صَر صَر بدهد |
|
|
حق شود عاقبت كار به باطل پيروز |
زور اگر پيشهكندظالمو گرزر بدهد ...[٢] |
|
[١] - سخنوران نامى معاصر ايران، برقعى، محمد باقر، نشر خرم، قم ١٣٧٣، جلد ١، ص ٥٣٢.
[٢] - انسانى، على، چراغ صاعقه( مرثيه از مدينه تا مدينه)، تهران، ١٣٨٢، ص ٩٢- ٩٣.