امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٩٠ - محمد حسين بهجت اردكانى «شفق»
|
اى خدا بردم اگر طاعت تو |
هست بر گردن من منت تو |
|
|
ور گنه كردم و در تقصيرم |
حجت توست گريبان گيرم |
|
|
معصيتها چه نهانى چه عيان |
به تو يا رب نرسانند زيان |
|
|
نيز سودى نبرى از حسنات |
چون تو را نيست نيازى در ذات |
|
|
ز آنچه اى دوست ترا نيست ضرر |
عفو فرما و نما صرف نظر |
|
|
و آنچه هرگز نرساند به تو سود |
به منش بخش و مفرما مردود |
|
|
مرد حق بر در جانان از جان |
ساعتى ناله زد و كرد فغان |
|
|
ناگهان ناله او رفت فرو |
در نفسهاى تب آلوده او |
|
|
در گلو زمزمه او بشكست |
پرده كعبه برفتش از دست |
|
|
سخت لرزيد و بيفتاد خموش |
بر زمين نقش شد و رفت ز هوش |
|
|
بيخود افتاد ز پيمانه حق |
عاشق حق به در خانه حق[١] |
|
[١] - عاشق حق به در خانه حق( مناجاتى از امام سجاد عليه السلام براى شب زنده داران و سحر خيزان/ شعر)، شاعر، بهجتى( شفق)، محمد حسين، مجله، درسهايى از مكتب اسلام، سال دوازدهم، آبان ماه ١٣٥٠، شماره، ١٠،( ٢ صفحه- از ١٢ تا ١٣).