امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ٦٥ - واعظ قزوينى
واعظ قزوينى
ملّا محمد رفيع يا رفيع الدّين قزوينى مشهور به واعظ قزوينى به سال ١٠٢٧ ه ق. در صفى آباد قزوين متولّد شد. او از علماى اماميه و در وعظ و خطابه سرآمد اقران روزگار خود بود. واعظ در خدمت عبّاسقلى خان پسر حسن خان شاملو مىزيسته است. او منظومهاى به نام «يوسف و زليخا» دارد و ديوان شعرش مشتمل بر هفت هزار بيت به چاپ رسيده است. وفات واعظ را به سال ١٠٨٩ يا ١٠٩٩ ه ق. نوشتهاند.[١] اين شاعر نامدار ايرانى قصيده اى مطول با عنوان در مدحت چراغ ديده عبّاد حضرت سجاد (ع) سروده كه ابياتى از آن را ذكر مىكنيم:
|
چراغ ديدهى عُبّاد، حضرت سجّاد |
كه آفتاب چو مه نور از او نمايد وام |
|
|
ز ذكر واقعهى كربلا نياسودى |
دلش كه مقرى تسبيح ناله بود مدام |
|
|
ز تند باد جلال خدا تن زارش |
چو موج قلزم رحمت هميشه بىآرام |
|
|
چو خوشه، زرد ولى دانهكشضعيفان را |
چو گل، شكسته و ليكن شكفته روى مدام |
|
|
غريب، ليك وطن سايهاش غريبان را |
يتيم ليك پدر ز التفات بر ايتام |
|
|
ز حلمكرده بههم يار، جرمو بخشش را |
به علم داده جدايى، حلال را ز حرام |
|
|
چو چشمخويش، كف او مدامدر ريزش |
چو بحر همّت خود، دل هميشه بىآرام |
|
|
فكنده بار علايق ز خويش، تا كه كشد |
به خانهى فقرا، آب و نان به دوش مدام |
|
|
ز بسخضوع، شدى آب در نماز، اگر |
براى سجده نبودى ضرور هفت اندام |
|
[١] - الذريعه؛ جزء ٩، بخش ٤، ص ١١٦٣.