امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٧٦ - محمد خليل مذنب
محمد خليل مذنب
او متخلّص به «جمالى» فرزند علىاكبر در سال ١٣١٠ ه. ش در اصطهبان چشم به جهان گشود.[١] از جمالى تاكنون مجموعهى اشعار زير به طبع رسيده است، «كه عشق مجنون است»، «در مزرعهى نور»، «انسان در خطر زمان»، «ادبيات عاشورايى» و ...[٢] او نيز وداع سيد الشهداء با امام سجاد (ع) را چنين به نظم كشيده است:
|
ناله سر در خيمهى بيمار كرد |
نرگس بيمار را بيدار كرد |
|
|
با تب و تاب و تعب زين العباد |
چشم بر آشوب عاشورا گشاد |
|
|
ريخت در بستر تب داغى كه داشت |
از درون خيمه پا بيرون گذاشت |
|
|
خواست تا بر ضعف تن غالب شود |
روح سالم بر بدن غالب شود |
|
|
باز هم خود را به رفتن آزمود |
رفت و راهى جانب ميدان گشود |
|
|
رفت شايد چرخ برگردد، نشد |
خواست قربان پدر گردد، نشد |
|
|
امُّ كلثوم از پىاش رفت و دويد |
زد صلا گفت اى جهانى را اميد |
|
|
تو پدر را جانشينى بازگرد |
وارث دين مُبينى بازگرد |
|
|
باش تا باشى پدر را يادگار |
باش تا دين از تو ماند پايدار |
|
|
شد على آرام و زان ره بازگشت |
بازگشت و با پدر همراز گشت |
|
|
رازها گفتند و فرصت شد تمام |
تب جدا كرد آن امام از اين امام |
|
|
شد على آئينهى هوش پدر |
رفت در بستر ز آغوش پدر |
|
[١] - دانشنامهى شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم، محمد زاده، مرضيه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، ١٣٨٦، جلد ٢، ص ١٢٧١.
[٢] - سخنوران نامى معاصر ايران؛ برقعى، محمدباقر، ج ٢، ص ١٠٠٤.