امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٦٩ - حبيب چايچيان «حسان»
حبيب چايچيان «حسان»
حبيب چايچيان، متخلص به حسان (مدّاح اهل بيت)، فرزند محمد حسين، در سال ١٣٠٢ هجرى شمسى در تبريز در خانوادهاى مذهبى چشم به جهان گشود.[١] وى زبان حال حضرت سجّاد (ع)، هنگام به آتش كشيدن خيام اهل بيت (ع) از طرف دشمن خونخوار و بى حيا را چنين به نظم كشيده است:
|
خيمهها ميسوزد و، شمع شب تارم شده |
در شب بيماريم، آتش پرستارم شده |
|
|
ما كهخود ازسوز دل، آتشبجان افتادهايم |
از چه ديگر شعلهها، يار دل زارم شده |
|
|
پيشازينسقّاى مابودى، علمدار حسين |
امشب اما جاى او، آتش علمدارم شده |
|
|
اىفلكجان مرا هرچند ميخواهى بسوز |
مدّتىهستاز قضا، دلسوختنكارم شده |
|
|
جز غمامشبپيش ما، يار وفادارى نماند |
در شب تنهائيم، تنها همين يارم شده |
|
|
منكهشبرا تاسحر، بيخوابو سوزانم چو شمع |
از چه ديگر شعلهها، شمع شب تارم شده |
|
|
بسكهاشكآيد، بهچشممخواب شبراراه نيست |
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده |
|
|
جز دو چشمم هيچكس آبى بر اين آتش نريخت |
مردم چشمان من، تنها وفادارم شده |
|
|
گر گلستان شد به ابراهيم آتشها، ولى |
سوخت گلزار من و، آتش پديدارم شده |
|
|
شعلههاى كربلا آتش به جانم زد (حسان) |
آتشين از اين جهت ابيات اشعارم شده[٢] |
|
[١] - سخنوران نامى معاصر ايران، برقعى، محمد باقر، نشر خرم، قم، ١٣٧٣، جلد ٢، ص ١١٣٤- ١١٣٥.
[٢] - ديوان حبيب چايچيان( حسان)، اشعار مذهبى، چايچيان، حبيب، جاويدان، تهران، ١٣٧٣، جلد ١، ص ٢٥٦- ٢٥٧.