امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٦٧ - محمّد على مردانى
وى تاكنون موفّق به تأليف سى مجموعهى شعر شده است كه بيش از بيست جلد آن به طبع رسيده است. از آثار وى: «احتجاج بانوى بزرگ اسلام حضرت زهرا (س)»، «شكوه ايمان»، «طلوع خورشيد»، «على (ع) مظهر تقوا»، «گلزار شهيدان»، «نواى رزمندگان»، «فروغ ايمان» و ...
همچنين آثار فراوانى در رابطه با جنگ تحميلى و رزمندگان سلحشور از او به جا مانده كه مىتوان از كتاب «مفاتيح نور» نام برد. استاد در پى عارضهى مغزى در ارديبهشت سال ١٣٧٨ شمسى درگذشت و در بهشت زهرا در مقبرة الشعرا به خاك سپرده شد.[١]
وى در قالب غزلى خطاب به امام سجاد (ع) چنين سروده است:
|
اى تشنهاى كه بر لب دريا گريستى |
از ديده خون ز مرگ احبّا گريستى |
|
|
تنها نه بهر تشنه لبان اشك ريختى |
ديدى چو كام تشنهى سقا گريستى |
|
|
بيمارو زار و خستهو بىيار و بىمعين |
عمرى درين مصيبت عظمى گريستى |
|
|
يعقوبآل عصمت اگرخوانمت رواست |
چون در فراق يوسف زهرا گريستى |
|
|
آنجا پدر ز هجر پسرگريه كرد ليك |
اينجا تو در مصيبت بابا گريستى |
|
|
چون سال بعد واقعهى جانگداز طف |
در آتش فراق تو تنها گريستى |
|
|
گاهى به ياد وقعهى خونين كربلا |
گاهى به ياد شام غم افزا گريستى |
|
|
بگذشتچون بهپيشرختسرو قامتى |
بر قلب داغديدهى ليلى گريستى |
|
|
در ماتم سه سالهى بىياور حسين |
بر سوز آه زينب كبرى گريستى |
|
|
بودى مدام صائم و قائم تمام عمر |
روزاشكغم فشاندىوشبها گريستى |
|
[١] - سيماى مدّاحان و شاعران؛ ص ٢٤٠- ٢٤٤.