امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٧٤ - قاسم سرويها «سروى»
قاسم سرويها «سروى»
قاسم سرويها متخلص به «سروى» فرزند حاجى على در سال ١٣٠٤ ه. ش در مشهد مقدس چشم به جهان هستى گشود. بيشتر اشعار سروى در مدح و مرثيه ائمّه اطهار (ع) است و در دوران جنگ نيز درباره جنگ و رزمندگان اشعارى سرود.[١]
از اوست در بيان مظلوميت حضرت امام سجاد (ع):
|
چو يادآيدمرا از حضرتسجاد يا زهرا |
كشماز سوز دلدر ماتمشفرياد يا زهرا |
|
|
بسوزد شيعهرا دلكآنيگانه حجّت داور |
غمين شد از جفاى دهر بى بنياد يا زهرا |
|
|
شود جان ها فداى آن عزيز جان پيغمبر |
كه از زهر جفاىدشمنانجان داد يا زهرا |
|
|
خدا زينالعبادشخواند اما آن ولى حق |
نبودىلحظهاىدر اينجهان دلشاد يا زهرا |
|
|
وليد از كينهديرينه خود كرد مسمومش |
ز دنيا رفت دلخون زينت عُبّاد يا زهرا |
|
|
نگويم از زمين كربلا و از مصيباتش |
كه دلها خون شود از آن همه بيداد يازهرا |
|
|
نمىگويم چه حالى داشت آن مولا چو ديد از غم |
غزالان حرم را در كف صياد يا زهرا |
|
|
پساز قتل پدر تا آخرين دم ناله كرد از غم |
به وادى مدينه آن شه ايجاد يا زهرا |
|
|
منم «سروى» كه تلخ آيد به كامم شهد و شيرينى |
چو ياد آيد مرا از ماتم سجاد يا زهرا[٢] |
|
[١] - سخنوران نامى معاصر ايران، برقعى، محمدباقر، ج ٣، ص ١٧٦٩.
[٢] - شبنم احساس( مناجات و سرودههايى درباره شش گوهر مدينه)، به كوشش: شجاعى، محمد، نشر مشعر، تهران، ١٣٨٤، جلد ١، ص ٣٨٠.