فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٥ - مطلب چهارم حيات و پاداش برزخ
است: قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ تنها در يك مورد از قول يك بنده صالح خود آن را نقل نموده است.
مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ (بقره ٢٥٩).
پس خدا او را (ارميا يا عزيز) را صد سال ميراند سپس زندهاند ساخت فرمود چه اندازه درنگ كردى گفت روزى يا مقدارى از روز فرمود بلكه صد سال درنگ كردى. به هر حال اين ميراندن مخصوص مناط حكم مكث برزخ خوبان ديگر شده نمىتواند كما لا يخفى على البصير القطن.
(موضوع ششم) حالا كه فهميديد نظريات گوناگون كه پيرامونآيات گذشته ابراز شده بود قابل اعتماد نيست و مجموع آيات متباركه بر خلاف آنچه بين عوام و خواص مشهور شده است بر عدم حيات ارواح تبهكاران در عالم برزخ يا اقلا بر فقدان شعور و ادراك و حافظه آنها ولو كه به يك مرتبه ضعيفى حيات داشته باشد دلالت دارد و به طريق اولى عذاب مستمر برزخ را نفى مىكند.
بد نيست براى آخرين بار نظر ديگرى براى اندازهگيرى دقيق دلالت آيات به آنها بيفكنيم.
آيه اول و صدر آيه دوم به ظهور و يا اطلاق خود بر مدعا دلالت دارد و ذيل آيه دوم قرينه واضحى بر اختصاص آيه به مكث عالم برزخ است و مجموع آن بهترين دليل اين مسأله است.
آيه سوم ممكن است كه محل بحث ما را شامل شود و ممكن است نشود