عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٩ - فصل دوم آياتى در نكوهش گروهى از صحابه
به ياد آوريد آنگاه كه در حال گريز [از كوه] بالا مىرفتيد و به هيچكس توجه نمىكرديد؛ و پيامبر شما را از پشت سرتان فرامىخواند ... و گروهى تنها در فكر جان خود بودند؛ و درباره خدا گمانهاى ناروا همچون گمانهاى دوره جاهليت مىبردند.
مىگفتند: آيا ما را در اين كار اختيارى است؟ بگو سررشته كارها [شكست يا پيروزى] يكسر به دست خداست، آنان چيزى را در دلهايشان پوشيده مىداشتند، كه براى تو آشكار نمىكردند. روزى كه دو گروه [در احد] با هم روياروى شدند.
كسانى كه از ميان شما [به دشمن پشت] كردند، در حقيقت جز اين نبود كه به سبب برخى از گناهانى كه مرتكب شده بودند، شيطان آنان را بلغزاند و قطعا خداوند از ايشان درگذشت.
از اين آيات چند مطلب استفاده مىشود:
الف) گروهى از صحابه از جهاد فرار كردند و اين از گناهان كبيره است؛
ب) منشا فرارشان [در جنگ احد] برخى گناهان ديگر بوده است؛ زيرا شيطان آنان را به سبب برخى كارهايى كه به دست خودشان انجام داده بودند، گمراه كرد. پيشتر دانستيم كه عفو الهى نفعى در ثبوت عدالت براى آنها ندارد، بلكه نفع آن در زوال اثر معصيت است؛
ج) گروهى از صحابه درباره خدا گمانهاى [ناروا] همچون گمانهاى دوره جاهليت مىبردهاند؛[١]
د) مسائلى را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله پنهان نگه مىداشتند.
- وَ إِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيداً؛[٢]
[١] . منافقان و سستايمانها شب پس از شكست احد با يكديگر گفتوگو مىكردند و احتمال دروغ بودن وعدههاى پيامبر را مىدادند.
[٢] . نساء، آيه ٧٢.