عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٩ - فصل اول احاديثى در ستايش صحابه
حتى اگر از اشكال عمومى مزبور چشمپوشى كنيم، احتمال آنكه دو حديث نخستين جعلى باشد، فراوان است؛ زيرا از منطق عقل و ادب شرع دور است؛ چراكه خداوند مىفرمايد:
فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ.
از اين آيه برمىآيد كه در ميان صحابه كسانى پيمان شكستهاند. حديث سوم نيز مانند دو حديث ديگر است.
درباره حديث چهارم بايد گفت: دشنام هر مسلمانى حرام است، ولى حرمت دشنام در حق كسى سبب عدالت وى نمىشود؛ اما زيادى ثواب اعمال صالح صحابه از ديگران ممكن است و ما آن را انكار نمىكنيم. چه كسى مىتواند جايگاه صحابه مؤمن پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را كم جلوه دهد.
روشن است مراد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در اين حديث- اگر صدورش از آن حضرت صحيح باشد- منافقان و مرتدان نيست؛ همچنين شامل كسانى نمىشود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از حالشان ما را آگاه ساخته است. درباره حديث «خير النّاس قرنى» بايد گفت كه اين حديث بحث طولانى دارد كه در فصل يازدهم به اجمال آن را شرح خواهيم داد.
با اينكه اين حديث مخصوص صحابه نيست و ديگران را نيز شامل مىشود و قطعا بهتر بودن مسلمانان همعصر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از ديگران، به معناى عدالت همگى آنان نيست؛ در واقع، بر فرض صحت صدور آن از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، مراد اين خواهد بود كه آنان اجمالا از ديگران بهترند و به سبب جمع بين ادله، حديث «مثل اصحابى كالملح» بر همين معنا حمل مىشود. همچنين، بهتر و عادل دانستن همگى صحابه با آيه وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ[١] سازگارى ندارد.) مىتوان چنين
[١] . محمد، آيه ٣٨. اين آيه در فصل دوم، شماره يازده گذشت.