عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٣ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
آنان [بهگونهاى] رفتار كرد كه خود بهتر مىدانيد؛ پس از آن مردم با عثمان كارى كردند كه خبر آن به شما رسيده [است].
اين سخن را عمر هنگامى كه زبير بن عوام از او براى شركت در جنگ اجازه خواست، گفت: من در برابر اصحاب محمد صلّى اللّه عليه و اله نمىايستم، اگر بخواهند ميان مردم تفرقه بياندازند و سبب گمراهى آنان شوند. درحالىكه عمر و ابو بكر مىگفتند: على و عباس در جريان ميراث «نحن معاشر الأنبياء لا نورّث» آن دو را دروغگو و ظالم و فاجر مىپندارند.
هرگز على عليه السّلام و عباس براى ابو بكر و عمر عذرتراشى نكردند. هيچيك از راويان اين مطلب را نقل نكردهاند. ما هيچيك از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را نديديم كه از اعتراف به آنچه عمر حكايت مىكرد و به على عليه السّلام و عباس نسبت مىداد؛ خوددارى كنند و از بيان اينكه عمر گفت كه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مىخواهند مردم را گمراه كنند، خوددارى نمىكردند. لگدمال شدن شكم عمار و شكستن دنده سينه ابن مسعود به دست عثمان را انكار نمىكردند و [آن را نقل مىكردند.] درحالىكه عموم مردم امروزه از كنجكاوى در رخدادهاى بين صحابه خوددارى مىكنند. آنچه امروز مردم درباره صحابه مىپندارند، خود صحابه بر اين باور نبودند، مگر اينكه آنان گمان كنند از خود صحابه به حال آنان آگاهترند.
مگر نمىبينى كه فاطمه، على و عباس يكصدا روايت [نحن معاشر الانبياء لا نورث] را تكذيب كردند و گفتند: اين حديث جعلى و ساختگى است. آنان گفتند چگونه مىشود پيامبر صلّى اللّه عليه و اله اين حكم را براى غير ما بيان كند و از ما كه ورثه او هستيم، پنهان كند؛ درحالىكه سزاوارتر از همه در بيان حكم ما هستيم.