عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - نقد و نظر
چگونه مىتوان ايمان را احراز كرد؟ زيرا ايمان امرى قلبى است و اثبات آن براى افراد بسيارى مشكل است. البته آنچه از ظاهر تعريف ابن حجر برمىآيد، مراد وى از ايمان، همان اسلام است؛ اما چرا از اسلام به لفظ ايمان تعبير كرده است، دليلش را خود ابن حجر و هر شخص آگاه به تاريخ اسلام مىفهمد؛ ازاينرو، عذر و شدت نياز وى را به اين مسامحهكارى مىپذيريم؛ اگرچه اين مسامحه افزون بر نوعى دگرگونى حقايق، در باب تعريف بزرگترين عيب است.
پس صحابى از نظر ابن حجر كسى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را مسلمان ملاقات كرده و تا هنگام مرگ بر اسلام خود باقى بوده است؛ ولى اگر مراد وى از اسلام، به قرينه ابتداى تعريف، ايمان باشد، نتيجه نهايى تعريف چنين مىشود:
صحابى كسى است كه در حال ايمان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را ملاقات كرده و با ايمان از دنيا رفته باشد، در اين صورت، قيد «تمييز» بايد لحاظ شود؛ زيرا ايمان بدون تمييز معنا ندارد.
بنابراين اطفال غير مميز كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله آنان را ديده است، جزو صحابه نيستند، چنانچه اگر كسى ايمانش ثابت نشده باشد نيز از صحابه به شمار نمىآيد.
حال اين پرسش مطرح مىشود كه دليل عقلى، شرعى و عرفى شما بر صحت اين تعريف از صحابه چيست؟
زيرا هيچكس حق ندارد هرگونه كه خواست مطلبى را بيان كند. حقيقت و اتصاف اين است كه هيچ دليل عقلى، شرعى و عرفى بر صحت اين تعريف وجود ندارد؛ زيرا هيچ نوع رابطهاى ميان مفهوم صحابى بودن و فقط يك لحظه ديده شدن كودك شيرخوار از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در كار نيست و اين تعريفى ساختگى است كه بيشتر براى تبيين اهداف صاحبان آن به كار مىآيد.