عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥ - تولد
به امير مؤمنان عليه السّلام و عنايت ايشان، دوباره آن را به دست آوردم.
من در نجف علاوه بر درسهاى رسمى و خصوصى كه داشتم، دست كم هفتهاى يك كتاب جانبى در موضوعات مختلف مطالعه مىكردم. در همين ايام كتاب سهجلدى صراط الحق را كه موضوع آن عقايد بود، تأليف نمودم.
پس از آن در درس خارج فقه و اصول و درسهاى مرتبط با اجتهاد، حاضر شدم و از محضر مدرسان و آيات عظامى مانند حكيم، خويى، ميرزا باقر زنجانى، شيخ حسين حلّى و سيد عبد الاعلى سبزوارى به اندازه توان و توفيق خود بهره بردم.
پس از پايان دروس حوزه نجف به شهر قندهار بازگشتم و مشغول وظايف شرعىام شدم. در دوران ظاهر شاه مكّار و داود شاه جبّار، فعاليتهايى در قالب انجمن «صبح دانش» انجام دادم و كوشيدم با تأليف و سخنرانى به نسل جوان آگاهى بخشم.
از جمله امورى كه پس از فراغت از تحصيل و مراجعت به قندهار بدانها پرداختم: تأليف، تدريس، تبليغ و ارشاد، مصالحه و قضاوت در منازعات، اخذ وجوهات شرعى، كمك به فقرا و مساكين، ساختن مدرسه و مسجد، پيشنمازى، پاسخ به مسائل شرعى، اعزام مبلغان به مناطق مورد نياز و مبارزه فرهنگى با كمونيستها بود.
پس از كودتاى كمونيستى نورمحمد ترهكى در هفت ثور ١٣٥٧ در افغانستان (٨/ ٨/ ١٣٥٧ شمسى) به مكه مشرف شدم و پس از زيارت خانه خدا به سوريه رفته، چند ماهى در زينبيّه دمشق به تدريس پرداختم. روزى به طلاب كه بيشترشان افغانى بودند گفتم: درس خواندن ما و شما در اوضاع كنونى مثل استعمال ترياك و حشيش است. اگر در افغانستان اسلام از بين برود، ما مجتهد هم بشويم كسى از ما تقليد نمىكند. وظيفه شرعى ما در اوضاع فعلى جهاد است؛ به همين منظور، به ايران