عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٧ - فصل سوم غلو و غاليان
رضى اللّه عنهم و الولاية لأتباعهم و أشياعهم و المهتدين بهدايتهم السالكين منهاجهم؛[١]
اسلام محض شهادت به وحدانيت خدا و رسالت محمد صلّى اللّه عليه و اله ... و ولايت امير مؤمنان و صحابه مورد تأييد است. همانهايى كه در مسير پيامبر صلّى اللّه عليه و اله حركت كردند و [سنّت] رسول اللّه ٩ را تغيير ندادند. افرادى مثل: سلمان فارسى، ابى ذر غفارى، مقداد بن اسود، عمار بن ياسر، حذيفه يمانى، ابى الهيثم التيهان، سهل بن حنيف، عثمان بن حنيف، و دو برادرش، عبادة بن صامت، ابو ايوب انصارى، خزيمة بن ثابت ذى الشهادتين، ابى اسعد خدرى و مانند اينها رضى اللّه عنهم. و نيز اسلام، دوستى با پيروانشان و كسانى كه توسط آنان هدايت يافته و رهروان آنان، مىباشد.
به باور نگارنده لزوم دوستى آن صحابه گرامى و پيروانشان دلالت بر عظمت و بزرگى مقام و منزلتشان است.
ناگفته نماند اين حديث با آنچه از كشى[٢] در ارتداد صحابه بيان كرديم سازگارى ندارد.
فصل سوم: غلو و غاليان
غلو از كسى سر مىزند كه عقل و روان سالم ندارد؛ بنابراين، غالى كسى است كه از نعمت خدادادى، سلامت عقل و روان محروم است.
غاليان دو دستهاند:
١. دستهاى كه در حق اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و ائمه معصومين عليهم السّلام غلو مىكنند و براى آنان صفات خدايى برمىشمرند. شيعه نيز به پيروى از امامان خويش آنان را كافر و
[١] . محمد حسن حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٣٠، ص ٢٣٥.
[٢] . به بحث ارتداد صحابه در كتاب كشى( رجال) مراجعه شود.