عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٧ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
گذشته از اينها شما اهل سنت، حشويه و اهل حديث در وقايع بين صحابه دخالت نمىكنيد؛ پس چرا در فتنه قتل عثمان داخل مىشويد، در آن كنجكاوى مىكنيد و قاتلان او را لعنت مىكنيد و از آنان بيزارى مىجوييد؟ درحالىكه وقايع قتل عثمان پيش از شما اتفاق افتاد، چگونه است كه حرمت محمد بن ابى بكر را به خاطر پدر و خواهرش عايشه، نگه نمىداريد و او را تفسيق و لعن مىكنيد، اما حرمت عبد اللّه بن زبير را به خاطر برادرى او با عايشه نگه مىداريد.
چگونه است كه ما را از تحقيق و داخل شدن در ماجراى ظلم معاويه به على، حسن و حسين عليهم السّلام و تجاوز معاويه در حقوق آنان منع مىكنيد؟ ولى از طرفى ديگر، لعن به ظالمين عثمان را بخشى از سنّت مىدانيد. اما لعن به ظالمين على و حسن و حسين عليهم السّلام براى شما دشوار است.
نيز چگونه است كه «عامه» در امر كسى كه به طرف عايشه نظر كرد و گفت: او «حميراء» است، داخل مىشويد و او را لعنت مىكنيد؛ ولى از داخل شدن در آنچه براى فاطمه عليها السّلام بعد از فوت پدرش رخ داد، منع مىكنيد.
اگر بگوييد داخل شدن در خانه فاطمه عليها السّلام و شكستن حرمت آن بانو و كشف سترش براى حفظ نظام اسلامى و جلوگيرى از انتشار اختلاف بين مسلمانان و خروج برخى از مسلمانان از دايره اطاعت، و لزوم پيوستن به جمع مسلمانان بود، در پاسخ شما گفته خواهد شد كه همانند حضرت فاطمه عليها السّلام ستر و حرمت عايشه نيز دريده و هودجش هتك حرمت شد.
آن كشف ستر، براى اين بود كه، عايشه ريسمان فرمانبرى را قطع و عصاى مسلمين را شق كرد و قبل از رسيدن حضرت على عليه السّلام به بصره، خون مسلمانان را ريخت و بنا به شهادت كتابهاى سيره و تاريخ، با عثمان بن حنيف[١] حاكم بصره و
[١] . به شهادت تاريخ، ريش عثمان بن حنيف را كندند.